دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٨
دعوت مى كند ، مى توان چنين تعريف كرد : ايمان ، عبارت است از تصديق حقايقى كه پيامبر خاتم از جانب خداوند ، براى هدايت انسان ها آورده ؛ همراه با باور قلبى و التزام عملى و از اين رو ، قرآن كريم با صراحت ، ايمان را از كسانى كه التزام عملى به آن ندارند نفى مى كند و مؤكّدا آنان را مؤمن نمى داند ، چنان كه مى فرمايد : «فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُواْ فِى أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا . [١] ولى چنين نيست، به پروردگارت قَسَم كه ايمان نمى آورند، مگر آن كه تو را در مورد آنچه ميان آنان مايه اختلاف است ، داور گردانند و سپس ، از حكمى كه كرده اى ، در دل هايشان احساس ناراحتى [ و ترديد ]نكنند، و كاملاً سرِ تسليم فرود آورند» . اما باور قلبى بدون تصديق زبانى و التزام عملى ، علم است نه ايمان ، چنان كه قرآن درباره فرعونيان مى فرمايد : «وَجَحَدُواْ بِهَا وَ اسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُـلْمًا وَ عُلُوًّا . [٢]
[١] نساء : آيه ٦٥ .[٢] نمل : آيه ١٤ .