دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥١
٤٤٥٩.دعائم الإسلام : از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود : «پدرم عليه السلام هرگاه تكّه نانى را در منزلش مى ديد كه دور انداخته شده است ، به همان اندازه ، از خوراكِ اعضاى خانواده اش كم مى كرد» . و درباره اين سخن خداوند عز و جل «و خدا ، آبادى اى را نمونه آورد كه امن و آرام بود و روزى اش از هر جا فراوان مى رسيد . پس نعمت هاى خدا را ناسپاسى كردند و خدا هم به سزاى كارى كه كردند ، طعمِ گرسنگى و ناامنى را به ايشان چشانيد» ، مى فرمود : «خداوند عز و جل به زندگى مردم اين آبادى ، چندان گشايش داد كه استنجا كردن با سنگ را زِبْر و خشن يافتند و به استفاده از نان به جاى سنگ رو آوردند و با آن ، استنجا مى كردند . لذا خداوند ، حشراتى كوچك تر از ملخ به سراغشان فرستاد و آن حشرات ، هر درخت و گياهى را كه خداوند آفريده بود ، تماما خوردند و كار به حدّى بر مردم سخت شد كه به سراغ همان نان هايى كه با آنها استنجا كرده بودند ، مى رفتند و آنها را مى خوردند» .
٤٤٦٠.الكافى ـ به نقل از سدير ـ: مردى از امام صادق عليه السلام درباره اين سخن خداوند عز و جل : «و گفتند : خدايا! ميان سفرهايمان فاصله بيانداز ، و بر خويشتن ، ستم كردند ...» ، پرسيد . فرمود : «اينان ، مردمانى بودند كه آبادى هاى به هم پيوسته داشتند ، چونان كه يكديگر را مى ديدند . [١] رودهاى روان و املاكِ فراوان داشت . امّا نعمت هاى خداوند عز و جل را ناسپاسى كردند و عافيت خدا را كه از آن برخوردار بودند ، دگرگون ساختند . خدا هم نعمتى را كه به آنها داده بود ، دگرگون ساخت . «خداوند ، [نعمت] هيچ قومى را دگرگون نمى سازد ، مگر آن گاه كه خودشان ، آنچه را دارند [از نعمت] ، دگرگون سازند» . پس خداوند ، سيل ويرانگرى را بر آنان فرستاد كه آبادى هايشان را زيرِ آب فرو بُرد و خانه هايشان را ويران نمود و اموال و املاكشان را بُرد و به جاى باغ هايشان ، دو باغ با ميوه هاى تلخ و شوره گز و نوعى از كُنار تُنُك به آنان داد . سپس فرمود : «اين را به سزاى آن كه كفران نعمت كردند ، به آنانْ جزا داديم ، و آيا جز ناسپاس را به مجازات مى رسانيم؟» .
[١] يا : از اين آبادى آن آبادى را مى ديدند .