دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩
درآمد
واژه شناسى «امنيّت»
واژه «اَمْن» ، مصدر است و در اصل ، دلالت بر دو معناى نزديك به هم دارد : يكى آرامشِ دل ، و ديگرى تصديق ؛ زير انسان ، چيزى را تصديق مى كند و گواهى مى نمايد كه نسبت به آن ، اطمينان دارد و دلش آرام است ، ابن فارس ، در اين باره مى گويد : الهمزه والميم والنون أصلان متقاربان : أحدهما الأمانة الّتى هى ضدّ الخيانة ، ومعناها سكون القلب ، والآخر التصديق والمعنيان كما قلنا متدانيان ... رجل اُمَنَة إذا كان يأمنه الناس ولا يخافون غائلته . [١] همزه و ميم و نون ، دو اصل [معنايىِ] متقارب اند : يكى امانت كه : ضدّ خيانت و به معناى آرامشِ دل است ، و ديگرى گواهى دادن و دو معنا ، همان گونه كه گفتيم به هم نزديك اند... مرد ، زمانى قابل اعتماد است كه مردم از او در امان باشند و نگران غائله آفرينى اش نباشند . راغب در المفردات مى نويسد : اصل الأمن طمأنينة النفس وزوال الخوف ، والأمن والأمانة والأمان فى
[١] معجم مقاييس اللغة : ج ١ ص ١٣٤ .[٢] مفردات ألفاظ القرآن : ص ٩٠ .