دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٠
كرده اند ، مانند : الإِيمانُ ، إقرارٌ بِالقَولِ و عَمَلٌ بِالجَوارحِ . [١] ايمان ، اقرار زبانى و عمل به جوارح است . دسته چهارم : احاديثى كه ايمان را به عمل كردن به مقتضاى باور قلبى تفسير كرده اند ، مانند : الإِيمانُ ، عَمَلٌ كُلُّهُ ، وَ القَولُ بَعضُ ذلِكَ العَمَلِ . [٢] ايمان ، همه اش عمل است و اقرار ، بخشى از آن عمل است . گفتنى است كه اين احاديث ، ناظر به عقيده مرجئه هستند كه التزام عملى را شرط تحقّق ايمان نمى دانستند و همه آيات و احاديثى كه پايبندى به اوامر و نواهى الهى را شرط تحقّق ايمان واقعى مى دانند يا آثار و علايمى را براى ايمان حقيقى ارائه مى كنند ، در كنار اين طايفه از احاديث قرار دارند . دسته پنجم : احاديثى كه ايمان را به باور قلبى اى تفسير كرده اند كه عمل صالح ، آن را تصديق كند ، مانند : لكِنَّ الإِيمانَ ، ما خَلَصَ فِى القَلبِ وَصَدَّقَهُ الأَعمالُ . [٣] زيرا ايمان ، چيزى است كه در دل ، خالص شود و اعمال ، آن را تصديق كنند . با تأمّل در طوايف پنجگانه احاديثى كه بدان اشاره شد، معلوم مى گردد كه اختلافى ميان آنها نيست و همگى به يك نكته اشاره دارند و آن ، عبارت است از همان معنايى كه در طايفه پنجم از احاديث ذكر شد ؛ بدين سان كه ايمان ، همان
[١] ر . ك : ص ٨٦ ح ٤٤٧١ .[٢] ر . ك : ص ٩٤ ح ٤٤٨٧ .[٣] ر . ك : ص ١٠٠ ح ٤٥٠٠ .