دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٩
و با آن كه دل هايشان بدان يقين داشت، از روى ظلم و تكبّر ، آن را انكار كردند» . همچنين تصديق زبانى و التزام عملى بدون باور قلبى ، ايمان نيست ، چنان كه قرآن درباره ادّعاى ايمان جمعى از اعراب مى فرمايد : «قَالَتِ الْأَعْرَابُ ءَامَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُواْ وَ لَـكِن قُولُواْ أَسْلَمْنَا . [١] باديه نشينان گفتند: ايمان آورديم . بگو: ايمان نياورده ايد؛ ليكن بگوييد: اسلام آورديم. » .
سه . «ايمان» از منظر احاديث
احاديثى كه ايمان را تفسير كرده اند ، به چند دسته تقسيم مى شوند : دسته اوّل : احاديثى كه ايمان را به باور قلبىِ حقايق غيبى و تصديق آنها تعبير كرده اند؛ در مقابل «كفر» به معناى انكار حقايق غيبى ، مانند اين حديث : الإِيمانُ أن يُصَدِّقَ اللّه َ فيما غابَ عَنهُ ... وَالكُفرُ الجُحودُ . [٢] ايمان ، يعنى: آنچه را كه از او پنهان است، تصديق كند . . . و كفر ، انكار كردن است . دسته دوم : احاديثى كه ايمان را به باور قلبى و اقرار زبانى و عمل به مقتضاى آن تفسير كرده اند ، مانند اين روايت : الإِيمانُ مَعرِفَةٌ بِالقَلبِ ، وقَولٌ بِاللِّسانِ و عَمَلٌ بِالأَركانِ . [٣] ايمان ، شناخت قلبى و گفتن به زبان و عمل به جوارح است . دسته سوم : احاديثى كه ايمان را به اقرار زبانى و عمل به مقتضاى آن تفسير
[١] حجرات : آيه ١٤ .[٢] ر . ك : ص ٨٢ ح ٤٤٦٣ .[٣] ر . ك : ص ٨٤ ح ٤٤٦٦ .