دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٧
٥٠٧٢.امام على عليه السلام : بدانيد ـ اى بندگان خدا! ـ كه مؤمن شب و روز ، به نفس خويش بدگمان است . از اين رو، پيوسته بر آن خرده مى گيرد و از او كارِ [نيكِ ]بيشتر مى طلبد .
٥٠٧٣.امام على عليه السلام ـ به كميل بن زياد ـ: اى كميل! خوى خوش مؤمن ، فروتنى است ، زيباى اش مهربانى ، شرافتش دلسوزى ، و عزّتش وانهادن قيل و قال [و بحث هاى بى حاصل] .
٥٠٧٤.بحارالأنوار ـ به نقل از ابو ذر ـ: به امير مؤمنان گفتم : اى امير مؤمنان ! مؤمن كيست و حدّ و مرز او چيست تا بشناسمش؟ فرمود : «اى ابو عبداللّه !» . گفتم : گوش به فرمانم ، اى برادر پيامبر خدا ! فرمود : «مؤمنِ آزموده [به بلا و راستين] ، كسى است كه هيچ چيز درباره [فضايل] ما به او نرسد ، مگر آن كه سينه اش براى پذيرش آن ، گشايش يابد [و با اطمينان خاطر ، آن را بپذيرد] و شك و ترديد نكند» .
٥٠٧٥.امام على عليه السلام ـ در وصف مؤمن ـ: مؤمن شادى اش در چهره اوست و اندوهش در دلش . سينه اش از هر چيز فراخ تر است و نَفْسش از هر چيز رام تر و زبون تر . مقام را ناخوش مى دارد و شهرت را دشمن . اندوهش دراز است و همّتش بلند . بسيار خموش است و اوقاتش پُر . سپاس گزار است و شكيبا . غرق در انديشه خويش است و به دوستى خود [با ديگران] بخيل است . نرم خو و رام و آرام است . روحيه [و اراده]اش سخت تر از سنگ است ، و خودش رام تر از برده .
٥٠٧٦.امام على عليه السلام : مؤمن هر گاه بنگرد ، عبرت گيرد و هر گاه سكوت كند ، بينديشد و هر گاه سخن گويد ، ذكر گويد . هر گاه بى نياز شود ، سپاس گويد و هر گاه در سختى افتد ، شكيبايى ورزد . پس او به خرسندى ، نزديك و از ناخرسندى [به قضا و قسمت الهى] ، دور است . [روزىِ] اندك ، او را از خدا خرسند مى سازد و [روزىِ ]بسيار هم ناراحتش نمى گرداند . اراده او در خير ، به پاى نيّتش [در خير ]نمى رسد ؛ نيّت خير بسيار دارد ، اما تنها به بخشى از آنها توفيق عمل مى يابد و بر كارهاى خيرى كه از دستش رفته و نتوانسته آنها را به كار بندد ، افسوس مى خورد .