دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٣
إنَّ اللّه َ ... جَبَلَ بَعضَ المُؤمِنينَ عَلَى الإِيمانِ فَلا يَرتَدّونَ أبَدا ، ومِنهُم مَن اُعيرَ الإِيمانَ عارِيَّةً ، فَإِذا هُوَ دَعا وألَحَّ فِي الدُّعاءِ ماتَ عَلَى الإِيمانِ . خداوند ... ، طبيعت برخى از مؤمنان را چنان بر ايمان سرشته كه هرگز مرتد نمى شوند ، و براى برخى ديگر ، ايمان را به عاريت گذاشته كه اگر دعا كند و اصرار بورزد ، بر ايمان خواهد مُرد . [١] اين دو روايت به روشنى دلالت دارند بر اين كه انسان در سير تكاملى خود ، گاه در اثر مجاهدت به مرتبه والايى از ايمان دست مى يابد كه ديگر ، قابل زوال نيست ، بدين معنا كه خداوند متعال ، مصونيت وى را از لغزش ، تضمين مى كند . در چنين مرتبه اى ، ايمان ، جزء لاينفكّ طبيعت انسان مى گردد و بدين سان ، آفرينش او در جهت ايمانى پايدار قرار مى گيرد . به عكس ، گاه انسان در نتيجه كارهاى ناشايست به نقطه اى از كُفر مى رسد كه اين صفت ، ضميمه ذات او مى گردد و آفرينش او در جهت كُفرى پايدار كه هرگز روى سعادت را نخواهد ديد ، قرار مى گيرد . بر پايه اين نظريه ، ايمان حقيقى تا به درجه اى از كمال نرسد كه جزء طبيعت انسان گردد ، قابل زوال است و هنگامى كه به درجه مورد اشاره رسيد ، قابل زوال نيست ؛ امّا نه به دلايلى كه علم الهُدى بدان استناد جسته است و نه بدان جهت كه علم قطعى محال است كه به جهل مبدل گردد ، و نه بر اساس تفصيل ميان ايمانِ مستند به علم قطعى و ايمانِ مستند به ظنّ قوى ، چنان كه علّامه مجلسى آورده است ؛ بلكه به دليل آن كه وقتى ايمان كمال يافت ، مؤمن ، مصونيت الهى مى يابد .
[١] الكافي : ج ٢ ص ٤١٧ ح ١ ، تفسير العياشي : ج ١ ص ٣٧٣ ح ٧٦ ، بحار الأنوار : ج ٦٩ ص ٢٢٤ ح ١٥ .[٢] ر . ك : ص ٢١٦ ح ٤٦٦٨ .