تدبير معشيت از ديدگاه آيات و روايات

تدبير معشيت از ديدگاه آيات و روايات - جمالی، قدرت الله - الصفحة ٩٣

خروج از تحت حاكميت عقل، و تن دادن به حاكميت اميال نفسانى است.
و نيز تضييع نعمت هايى است كه خداوند متعال براى تأمين معاش مردم آفريده است، كه نتيجه اين دو دورى از رحمت و رضوان خداوند است. «١» به تعبير ديگر: از آنجا كه جامعه در اموال شخصى اشخاص حق دارد و اسراف نيز مستلزم تضييع حق اجتماعى در اموال شخصى است، اسراف در مال شخصى نيز ممنوع و حرام است.
در اين راستا مرحوم شهيد مطهرى سخن ارزشمندى دارد و مى‌نويسد:
اسراف و تبذير و هرگونه استفاده نامشروع از مال ممنوع است؛ نه تنها از آن جهت كه نوع عملى كه روى آن صورت مى‌گيرد حرام است، بلكه از آن جهت كه تصرف در ثروت عمومى است، بدون مجوز چون در عين حال اين مال به جامعه تعلق دارد. «٢» گذشته از اينها، به دليل محدوديت منابع، معمولًا هر اسراف كارى سبب محروميت برخى ديگر از انسانها خواهد شد. به علاوه روح اسراف معمولًا با خودخواهى و بيگانگى از خلق خدا همراه است. اصولًا از نظر بينش توحيدى مالك اصلى خدا است و انسانها امانت دار او هستند و هر گونه تصرفى بدون اجازه و رضايت او زشت و ناپسند است. و روشن است كه او نه اجازه اسراف مى‌دهد و نه اجازه بخل و تنگ چشمى. «٣» نسبى بودن اسراف: مراد از اسراف، تجاوز از حد است. يعنى اگر انسان‌