تدبير معشيت از ديدگاه آيات و روايات - جمالی، قدرت الله - الصفحة ٩٠
حوايج فعلى و جارى، و يا به معناى استفاده از كالاهاى اقتصادى است. «١» شخص مدير و مدبر، بايد برنامه مصرف را با اتخاذ شيوههاى صحيح به گونهاى تنظيم كند كه از عهده نيازهاى مادى و معنوى بر آيد و از ناحيه ديگر از مصرف گرايى و اسراف و تبذير اجتناب نمايد.
١- ٢. اهميت مصرف در مباحث اقتصادى در بررسىهاى اقتصادى، مطالعه «مصرف» يكى از بخشهاى مهم را به خود اختصاص مىدهد كه در ميان متغيرهاى اقتصادى، شايد هيچ كدام به اندازه مصرف براى عموم مردم مهم نباشد، به گونهاى كه بسيارى بر اين باورند كه هدف از ساير فعاليتهاى اقتصادى مانند پس انداز، توليد و توزيع نيز در نهايت مصرف است. «٢» مصرف در عين اينكه هدف نهايى از توليد و توزيع است، يكى از عوامل مؤثر بر آنها نيز مىباشد. بر همين اساس، اقتصاد دانان اصلى را به عنوان «حاكميت مصرفكننده» مطرح كردهاند؛ يعنى اين مصرف كننده است كه به توليدات و چگونگى تخصيص منابع توليد و توزيع شكل مىدهد. از اين رو مصرف، فقط تابعى از توليد و توزيع نيست، بلكه از جهتى، توليد و توزيع نيز تابع مصرف است. به عبارت ديگر، بين مصرف و توليد و توزيع رابطه متقابل وجود دارد و مصرف ابزار مهمى در توجيه چگونگى توليد است.
سياستهاى مصرفى صحيح در سياست گذارىهاى اقتصادى تأثير چشمگيرى دارد و سبب ايجاد انگيزه در بازارهاى مصرف مىشود كه اين