تدبير معشيت از ديدگاه آيات و روايات - جمالی، قدرت الله - الصفحة ١٢٣
مىشود تا آنجا كه برخى از توليد كنندگان داخلى در اين جوامع، كالاهاى خود را با انواع ماركهاى خارجى به فروش مىرسانند. از اين رو، كم كم اين باور در ذهن همگان شكل مىگيرد كه كشورهاى صنعتى از هر نظر برترند و زبان، تربيت فرزندان، رواج خوراك، پوشاك و آداب و رسوم به شكل آنها مطلوبيت دارد و به تدريج در آينده فرزندان اين جوامع، قشرى از افراد راحت طلب، ضربهپذير و پر توقع در جامعه به وجود مىآيند كه جز به مصرف سرشار به چيز ديگرى نمىانديشند و عياشى و خوشگذرانى را بر همه چيز ترجيح مىدهند.
نظام آموزشى: شيوه رفتار نهاد آموزشى هر جامعه نقش برجستهاى در مصرف گرايى و عدم آن دارد. تجربه نشان مىدهد كه توصيهها و خواستههاى مربيان و معلمان از دانشآموزان در محيط مدارس و آموزش، به آسانى مورد قبول واقع مىشود. به عنوان مثال؛ راهنمايى و توصيه به صرفه جويى در لوازم التحرير و استفاده مناسب از لباس، خوراك، آب، برق و ... و نيز رفتار درست آنها به طور عملى فرهنگ صحيح توسعه را به آنها مىآموزاند، اما در مقابل، رفتار نا آگاهانه و نابخردانه آنها در اين موارد و سفارش به مصرف بيش از حد نياز، با توجه به آمار بالاى دانشآموزان هزينههاى هنگفتى را بر جامعه تحميل خواهد كرد.
تبليغات و رسانههاى گروهى: صدا و سيما، روزنامهها، مجلات، كتابها و انواع آگاهيهاى تبليغى- تجارى نيز مىتواند مردم را در جهت مصرف صحيح يا غلط سوق دهد. چه بسا افرادى كه از اين طريق به سمت كالاهاى لوكس و تجملى هدايت شوند يا اينكه در اثر تبليغ صحيح از مصرف زدگى و انحرافات آن نجات يابند.
از آنچه گذشت مىتوان نتيجه گرفت كه يكى از علل عقب ماندگى و