تدبير معشيت از ديدگاه آيات و روايات - جمالی، قدرت الله - الصفحة ٥١
پيامبر اسلام (ص)، مصون ازخطا بود و با قطع نظر از وحى، از فكر نيرومندى برخوردار بود و نياز به مشورت نداشت، اما با پيروان خويش مشورت مىكرد تا هم روحيه اظهار نظر و جوشش فكر و انديشه در آنها بيدار شود هم آنان را متوجه اهميت مشورت نمايد، تا آن را جزء برنامههاى اساسى زندگى شخصى و اجتماعى خود قرار دهند. از اين رو براى رأى افراد صاحب نظر ارزش خاصى قايل بود تا آنجا كه گاهى براى احترام آنها، از رأى خود صرفنظر مىكرد، به عنوان نمونه در مورد جنگ با مشركان در احد و يا در مورد سرنوشت اسراى جنگ بدر با اصحاب مشورت نمود و سپس تصميم نهايى را گرفت. «١» اهميت مشورت در تدبير امور معيشت نيز بر كسى پوشيده نيست.
فصلهاى بعد، به برخى از فوايد و آثار آن اشاره خواهيم كرد.
١- ٥. حد و مرز مشورت آيه شريفه «شاوِرهُم فِى الامر» (آل عمران: ١٥٩) به پيامبر اسلام (ص) فرمان مشورت با پيروانش را مىدهد، در اين آيه كلمه «الامر» مفهوم وسيعى دارد و همه كارها را شامل مىشود، ولى مسلم است كه آن حضرت هرگز در قانون گذارى و احكام الهى با مردم مشورت نمىكرد، بلكه در آنها صرفاً تابع وحى بود، و تنها در طرز اجراى قانون نظر مسلمانان را جويا مىشد. از اين رو گاهى كه پيامبر پيشنهادى را مطرح مىكرد، مسلمانان نخست سؤال مىكردند كه آيا اين يك حكم و قانون الهى است كه قابل اظهار نظر نباشد و بايد تسليم بود و يا مربوط به