تدبير معشيت از ديدگاه آيات و روايات - جمالی، قدرت الله - الصفحة ١٥٨
جامعه منتقل مىكند، به علاوه جامعه وابسته با احساس عدم توانمندى در خويش و احساس امتياز براى جامعه مسلط، مىكوشد كه در پى آن جامعه حركت كرده، با تقليد در ظواهر زندگى مانند كيفيت لباس، خانه، كالاهاى مصرفى، نوع آرايش و آداب و سنن خود را به آن نزديك كند. اين امر به وابستگى فرهنگى كشيده مىشود و فرهنگ خودى را از دست مىدهد.
د. بردگى: هنگامى كه فرد يا جامعهاى در مقابل ديگران خود باخته شد و در عين حال نتوانست از خويش رفع نياز كند، به بردگى كشيده مىشود. «١» ٤- ٢. بيكارى مجموعه برنامههاى نادرست اقتصادى، نداشتن تدبير صحيح در امور معيشت، برداشتهاى نادرست از شيوههاى درآمد و تأمين زندگى و كمبود مهارتهاى لازم به پديده بيكارى مىانجامد كه سرآغاز تشديد مشكلات اجتماعى اقتصادى است.
جامعهاى كه در آن نيروى انسانى مازاد بر اشتغال و كار پديد آيد، و تدابير لازم جهت ايجاد كار و اشتغال در آن انديشيده نشود و يا درآمد بدون كار و تلاش اقتصادى و از راههاى كاذب ممكن شود، دير يا زود دچار بحران خواهد شد و فسادهاى اخلاقى، اجتماعى و اقتصادى ويرانگر نمود مىيابد. چنان كه امام صادق (ع) فرمود:
... وَ كانَ النّاسُ ايضاً يَصيرونَ بِالفَراغِ الى غايَةِ الاشَرِ وَ البَطَرِ، حتّى يَكْثُرَ الفَسادُ وَ يَظْهَرَ الفَواحِشُ ... «٢» مردم در حالت بيكارى به نهايت گستاخ مىگردند و به ناسپاسى گرفتار مىآيند، تا جايى كه فساد فراوان مىگردد و كارهاى زشت شايع مىشود.