تدبير معشيت از ديدگاه آيات و روايات - جمالی، قدرت الله - الصفحة ٣١
فصل دوم: راهبردهاى تدبير معيشت راهبرد يا استراتژى در مفهوم كلى عبارت است از سياستهاى كلى در به كارگيرى اهرمهاى مختلف اعم از سياسى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و نظامى براى نيل به اهداف معين و برنامه ريزى شده. «١» راهبرد معيشت، اتخاذ سياستهايى معين براى استفاده بهينه از منابع است تا بتوان بهتر به اهداف بلند مدت و كوتاه مدت معيشتى دست يافت.
راهبردهاى تدبير معيشت، همان سياستهاى كلى براى رسيدن به رفاه نسبى، آرامش و امنيت اقتصادى و رفع مشكلات معيشتى بر اساس مديريت قوى و دقيق است كه در اينجا به برخى از آنها اشاره مىشود.
١. نظم و انضباط يكى از راهبردهاى اساسى تدبير معيشت، نظم و انضباط است. يعنى ترتيب و سامان دادن برنامههاى زندگى به طورى كه هر كارى در جاى خودش قرار گيرد و انجام هر كدام مانع ديگرى نباشد.
مدير كاردان و مدبر كسى است كه در اين امور، نظم و انضباط را رعايت كند و ازواگذارى كار امروز به فردا به شدت بپرهيزد؛ چرا كه انسان دينى بر اين باور است كه هر روز، كار و فعاليتى مىطلبد كه ويژه همان روز است.