تدبير معشيت از ديدگاه آيات و روايات - جمالی، قدرت الله - الصفحة ٢٣
هر جنبندهاى را به عهده گرفته است. پس رزق عطيهاى است الهى، بدون اينكه بنده استحقاق ياطلبى از او داشته باشد يا عوض حقى باشد كه بنده بر او دارد. از اين رو هر انسانى كه با حرام روزى مىخورد، سهمى و رزقى از حلال دارد؛ زيرا ساحت مقدس خداوند متعال منزه از آن است كه روزى انسان را حقى ثابت بر عهده خود قرار دهد، آنگاه از مسير حرام او را روزى دهد، و در عين حال او را از خوردن حرام نهى كند و در آخرت او را عقاب نيز بفرمايد.
با توجه به توضيح مذكور، اين اشكال وارد نيست كه چگونه بر خدا حقى براى خلق او ثابت مىشود؛ زيرا اين حق را خود حق تعالى بر خود واجب نموده، نه اينكه كسى از او طلبكار باشد. چنان كه نظير آيه ياد شده، مىفرمايد: «كَتَبَ عَلى نَفسهِ الرّحمَةِ». (انعام: ١٢) رحمت و بخشش را بر خود حتم كرده است. و نيز مىفرمايد: «وَ كانَ حَقّاً عَلَينا نَصرُ المُؤمنينَ». (روم: ٤٧) يارى مؤمنان همواره حقى است بر عهده ما.
از نظر عقلى نيز اشكال وارد نيست؛ چرا كه رزق عبارت است از هر چيزى كه مايه دوام حيات مخلوقات باشد و چون هستى اين مخلوقات از فيض خداى متعال است، آن چيزى كه هستى آنها بستگى به آن دارد نيز از ناحيه اوست. از اين رو همان گونه كه خداى متعال در ايجاد مخلوقات شريكى نداشته، در روزى دادن به آنها و هر چيز ديگرى كه نيازمند به آنند نيز شريكى ندارد. «١» ٤. اين كه خداوند متعال در آيه شريفه «وَ تَرزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَيرِ حِسابٍ» (آل عمران: ٢٧) يعنى و به هر كس بخواهى، بدون حساب، روزى مىبخشى؛ رزق را