تدبير معشيت از ديدگاه آيات و روايات - جمالی، قدرت الله - الصفحة ١٠٣
پيامد ديگر آنكه، فقر و تنگدستى دامنگير فرد و جامعه خواهد شد؛ بخاطر اينكه ممكن است فردى در اثر عدم تدبير معيشت، و اسرافكارىهاى خود دچار فقر و تهيدستى شود و نتواند ساير نيازهاى ضرورى خود را بر طرف سازد، همچنان كه ممكن است عدهاى از مسرفان با مصرف بخش زيادى از امكانات جامعه، زمينه استفاده عده ديگر را سلب نمايند و اين همان زمينه سازى فقر اجتماعى است كه در اثر اسراف و تبذير حاصل شده است، چنان كه امام صادق (ع) مىفرمايد:
انَّ السَّرفَ يُورِثُ الفَقرَ وَ انَّ القَصدَ يُورِثُ الغِنى. «١» همانا اسراف، پديد آورنده فقر، و ميانه روى موجب بى نيازى است.
اسلام با تحريم اسراف و تبذير، و منع از كنز و تشويق به انفاق، بعضى از راههاى جلوگيرى از ايجاد فاصله عميق سطح زندگى ميان افراد جامعه را نشان داده است تا اين افراد مازاد هزينه زندگى خود را به ديگران دهند و بدين وسيله از سطح زندگى خود كاسته، به سطح زندگى فقرا بيفزايند.
نگاهى گذرا به اسرافكاريهاى عدهاى مترف و خوشگذران، نشان مىدهد كه با پرهيز از آن، مىتوان انسانهاى گرسنه و برهنه زيادى را سير كرد و پوشاند و به جاى ساختمانهاى سر به فلك كشيده و متعدد و مجهز، چه بسيار بىخانههايى را خانه داد تا آنها را از گرما و سرما حفظ كند، در حالى كه ممكن است صاحبان آن كاخها و قصرها، به بيش از يكصدم يا يكهزارم آنها نياز نداشته باشند. «٢» قرآن كريم نيز در آيات فراوانى مسرفان و مبذرين را شديداً محكوم نموده است و عاقبت اعمال آنها را محروميت از محبوبيت و دوست