فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٧٩ - تحليل
را جهت انتفاع از او به تو عاريه دادم ـ كفايت نمىكند و در كفايت لفظ اباحه و مانند آن، كه مترادف با تحليل است اختلاف مىباشد.(٥)
احكام:در مقدار و چگونگى انتفاع از مُحلَّله بايد بر چارچوب مفاد لفظ يا قرائن حالىِ بيانگرِ مفاد لفظ، بسنده شود. بنابر اين اگر مولا بوسيدن را تحليل كرده است بايد بر همان مقدار اكتفا شود؛ ولى اگر آميزش را تحليل كرده است، كمتر از آن از انواع استمتاعات نيز حلال خواهد بود.(٦)
محلَّله مستحقّ نفقه نيست. در تحليل، تعيين مدّت و ذكر مهر، شرط نيست.(٧)برخى قدما تعيين مدّت را لازم دانستهاند.(٨)فرزندى كه از اين طريق متولّد مىشود در صورتى كه شرط حُرّيت او شده باشد ـ و بنابر مشهور در صورت عدم اشتراط نيز ـ محكوم به حرّيت است.(٩)
از تحليل به معناى سوم در باب طلاق سخن رفته است.
مردى كه همسر آزاد خود را سه بار يا همسرِ كنيز خود را دو بار طلاق داده بدون آنكه وى در بين طلاقها با مردى ديگر ازدواج كرده باشد، ازدواج مجدّد طلاق دهنده با آن زن منوط به اين است كه مردى ديگر ـ كه از آن به «مُحَلِّل» تعبير مىشود ـ با شرايط زير با آن زن ازدواج كند و سپس وى را طلاق دهد:
١. بالغ باشد. كودك و حتّى ـ بنابر مشهور ـ غير بالغِ در آستانه بلوغ نمىتواند محلّل قرار گيرد.(١٠)
٢. صيغه عقد ازدواج بخواند؛ بدين جهت اگر زن كنيز باشد اباحه يا تحليل كفايت نمىكند؛ چنانكه وطى حرام، وطى به شبهه(-->آميزش به شبهه)و آميزش به عقد فاسد نيز كافى نيست.(١١)
٣. ازدواج، دائمى باشد نه موقّت.(١٢)
٤. دخول در قُبُل ـ به نحوى كه موجب غسل شود ـ انجام گيرد. بنابر مشهور، انزال و تكرار وطى، شرط نيست.(١٣)