فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٥٩ - تجرّى
با اين تعريف، فرق تجرّى و معصيت حقيقى روشن شد. معصيت اقدام بر مخالفت مولا است كه بر حسب واقع نيز مخالفت صورت گرفته باشد، مانند نوشيدن شراب با علم به شراب بودن آن.
البتّه تجرّى به مفهوم لغوى ـ كه عبارت است از جرأت بر مولا؛ خواه در واقع مخالفتى صورت گرفته باشد يا نه ـ اعم از معصيت است نه مباين با آن. از اين عنوان در اصول فقه، مبحث قطع سخن رفته است.
حكم:در اينكه تجرّى حرام است يا نه اختلاف است. منشأ اختلاف اين است كه آيا از سوى شارع، قطع به حكم شرعى به طور مطلق، بر مكلّف، حجّت قرار داده شده است گرچه مخالف با واقع باشد كه در نتيجه بر مخالفت قطع ـ هرچند مخالف با واقع ـ عقاب مىشود و يا تنها در صورت انطباق با واقع حجّت است؟(١)
بنابر تعريف عدالت(-->عدالت)به ملكه نفسانى ـ كه صاحب خود را بر ملازمت تقوا وادار مىكند ـ تجرّى موجب فسق است؛ زيرا كاشف از فقدان چنين ملكهاى در متجرّى است؛ هرچند قائل به حرمت تجرّى و استحقاق عقاب بر آن نباشيم.(٢)
مباحث تجرّى:در اصول فقه مباحث زيادى درباره تجرّى مطرح و محل بحث و اختلاف است، از جمله اينكه آيا تجرّى عنوانى است منطبق بر اراده متجرّى كه در نتيجه از افعال قلبى ـ به معناى عزم بر گناه و تصميم بر مخالفت با مولا همراه با عملى كه گناه بودن آن از نظر متجرّى قطعى است ـ به شمار مىرود يا عنوان منطبق بر فعل خارجى است كه در نتيجه از افعال جوارحى محسوب شده و به معناى ارتكاب عملى، با اعتقاد به مخالفت آن با مولا است؟ قبح تجرّى بنابر اوّل، فاعلى و بنابر دوم، فعلى است و نيز اين بحث كه آيا قبح عقلى تجرّى مستلزم حرمت شرعى و استحقاق عقاب است يا نه؟(٣)