فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٧١ - بخر
بختج
بُخْتَُج: آبانگور پختهشده(١)(-->آبانگور).
بختى
بُخْتى: شتر خراسانى.
از آن بهمناسبت در بابهاى زكات، حج، تجارت و اطعمه و اشربه سخن رفته است.
زكات:شتر اصيل عربى و بختى در زكات يك جنس محسوب مىشوند؛ بنابر اين اگر در مجموع به حدّ نصاب(-->نصاب)برسند زكات واجب مىشود؛ ليكن در اينكه مالك مىتواند هر يك از آن دو را ـ هرچند از نظر قيمت متفاوت باشند ـ به عنوان زكات بدهد يا درصورت تفاوت قيمت، رعايت حدّ متوسط لازم است، اختلاف مىباشد. بنابر قول دوم، ارزش شتر پرداختى به عنوان زكات بايد نصف مجموع قيمت عربى و بختى باشد. به عنوان مثال اگر قيمت عربى دو هزار تومان و قيمت بختى هزار تومان باشد، شترى با قيمت ١٥٠٠ تومان پرداخت مىشود.(١)
حج:برخى در قربانى حج كشتن بختى را مجزى نمىدانند.(٢)
تجارت:گوشت شتر عربى و بختى يك جنس بهشمار مىرود؛ از اينرو زيادى گرفتن در معامله آن دو با هم ـ مانند فروختن يك كيلو گوشت شتر عربى در برابر دو كيلو گوشت شتر بختى ـ ربا(-->ربا)و حرام است.(٣)
اطعمه و اشربه:برخى قدما خوردن گوشت بختى را مكروه دانستهاند.(٤)
(-->شتر)
بخر
بَخَر: بوى بد دهان.
در بعضى كلمات «بخر» بر بوى بد فرج زن نيز اطلاق گرديده و به آن در باب تجارت اشاره شده است.