فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٠٥ - تكفين
از لحاظ طول به پارچهاى تعريف كردهاند كه شانه تا نصف ساق را بپوشاند.(١٦)
٣. سرتاسرى (اِزار):مراد از ازار پارچهاى است كه همه بدن ميّت را بپوشاند. در وجوب يا استحباب درازى ازار به اندازه بستن دو طرف، اختلاف است.(١٧)از نظر برخى در پهنا نيز واجب است به اندازهاى باشد كه يك طرف پارچه بر روى طرف ديگر قرار گيرد.(١٨)
وجوب سه قطعه يادشده در فرض امكان دسترسى به آن است. در حال ضرورت، كمتر از آن، بلكه يك قطعه نيز كفايت مىكند.(١٩)
چگونگى تكفين:كيفيت تكفين بنابر مشهور چنين است: نخست، لنگ؛ سپس پيراهن، بالاى آن و در پايان، پارچه سرتاسرى بر روى پيراهن و لنگ قرار داده مىشود.(٢٠)
ب. قطعات مستحب:
١. خرقه؛ پارچهاى به طول سه و نيم ذراع و عرض يك يا يك و نيم وجب جهت پيچيدن رانهاى ميّت با آن؛ به اين ترتيب كه دو طرف پارچه به كمر ميّت گره زده و رانها تا زانو با آن محكم پيچيده مىشود. مستحب است پيش از آن، مقدارى پنبه ميان كپل و بر روى آن قرار داده شود.(٢١)
٢. سرتاسرى؛ سرتاسرىِ مستحب بر روى سرتاسرى واجب قرار داده مىشود و مستحب است از بُرد يمانى باشد(٢٢)(-->برد يمانى).
٣. عِمامه براى ميّت مرد؛ كيفيت آن بدين گونه است كه از وسط پارچه بر سر ميّت پيچيده، سپس دو طرف آن از زير چانه گذرانده و بر سينه ميّت انداخته مىشود.(٢٣)
٤ و ٥. مقنعه يا روسرى براى ميّت زن(٢٤)و نيز پارچهاى كه بر پستانها پيچيده و در پشت گره زده مىشود.(٢٥)
شرايط كفن:
١. ساتر بودن:كفن نبايد به اندازهاى نازك باشد كه بدن ميّت از زير آن پيدا باشد؛ ليكن در اشتراط ساتر بودن هر يك از سه قطعه يا كفايت حصول ستر به مجموع، اختلاف است.(٢٦)
٢. مباح بودن:تكفين ميّت با پارچه غصبى حتى در حال ضرورت، حرام و غير مجزى است.(٢٧)