فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٠٢ - تكفير
اگر كسى به مسلمانى نسبت كفر دهد تعزير(-->تعزير)مىشود.(١)
واژه تكفير به معناى دوم به مناسبت در باب شهادات به كار رفته است.
تكفير مقابل اِحباط(-->احباط)اصطلاحى كلامى و مراد از آن، اين است كه طاعتِ بيشتر، گناه كمتر را باطل و بى اثر مىكند؛ بدين معنا كه عقابى بر آن مترتّب نمىگردد.
گروهى از معتزله نظريّه احباط و تكفير را مطرح نموده؛ ليكن در چگونگى آن اختلاف كردهاند. برخى از آنان از طريق موازنه وارد شده و گفتهاند: به عنوان مثال اگر مكلّف گناهى مرتكب شود كه ده جزء كيفر دارد، سپس طاعتى با بيست جزء ثواب انجام دهد، ده جزء ثواب انجام گرفته، ده جزء از كيفر گناه را از بين مىبرد، در نتيجه ده جزء ثواب باقى مىماند كه به مكلّف به همان اندازه پاداش داده مىشود. عكس قضيه هم همين گونه است.
مشهور متكلّمان اماميّه قائل به بطلان نظريّه احباط و تكفير معتزلى و در مقابلِ «موازنه» آنان، قائل به «موافات» هستند؛ يعنى اعطاى ثواب بر ايمان و طاعت، مشروط به علم خداوند متعال بر مردن مؤمن بر ايمان؛ و عقاب بر كفر و عصيان، منوط به علم الهى به مردن كافر بر كفر و گناهكار بر عدم توبه است.
برخى اماميّه گفتهاند: اصلِ سقوط ثواب ايمان به مردن بر كفر و سقوطِ عقاب كفر به مردن بر ايمان، غير قابل انكار است و روايات زيادى بر محو بسيارى از طاعتها بر اثر ارتكاب گناهانى و كفّاره قرار گرفتن برخى طاعتها براى بسيارى از گناهان، دلالت دارد؛ ليكن عموميت و فراگيرى اين مسئله نسبت به همه طاعات و معاصى معلوم نيست و نيز معلوم نيست مبناى اين سقوط، اِحباط و تكفير است و يا موافات.(٢)
برخى پنداشتهاند تقسيم گناه به كبيره و صغيره مبتنى بر نظريّه احباط و تكفير معتزلى است؛ يعنى هر گناهى كه به سبب طاعت از بين برود صغيره و هر گناهى كه طاعت را از بين ببرد كبيره است. امّا اين گمان باطل است؛ زيرا مشهور اماميّه در