فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٠ - بادیهنشین
مگر مواردى كه به سبب اختلاف طبيعت زندگى باديه نشينى با شهر نشينى و مانند آن از اين قاعده استثنا شده است كه در ذيل به مواردى از آن اشاره مىشود.
صلات:در كراهت يا حرمت پيشنماز شدن بدَوى براى حضرى اختلاف است. قول نخست، مشهور ميان متأخّران است.(١)بر باديهنشينى كه براى تأمين آب و علف دام خويش پيوسته در حال جابه جايى است حكم مسافر جارى نمىشود؛ بلكه نمازش تمام و روزهاش صحيح است مگر آنكه براى منظورى ديگر همچون زيارت، تجارت و حج سفر كند كه با تحقّق عنوان سفر شرعى، حكم مسافر را پيدا مىكند(٢)(-->سفر).
جهاد:بنابر قول مشهور باديه نشينان هرچند در جنگ شركت كنند از غنيمت(-->غنيمت)سهمى ندارند. تنها مقدار اندكى از غنيمت به عنوان رضخ(-->رضخ)به آنان داده مىشود.
مراد از باديه نشينان، خصوص افرادى هستند كه اسلام آورده، ليكن هنوز در اسلام، استوار و ثابت قدم نگشتهاند و بر ترك مهاجرت و باقى ماندن در باديه در قبال عدم سهمخواهى از غنيمت مصالحه كردهاند.(٣)
وكالت:مشهور فقها وكالت حَضَرى براى باديه نشين ـ بلكه هر فرد غريبى ـ را جهت فروش كالاهاى وى كه به شهر يا روستا آورده است، مكروه دانستهاند. قول مقابل آن، حرمت است.(٤)
نكاح:بنابر نظر برخى نگاه كردن به آن مقدار از مو يا بدن زنان باديه نشين كه به طور متعارف و رايج نمىپوشانند، بدون شهوت جايز است(٥)(-->نگاه). ازدواج زن حضَرى با مرد اعرابى مكروه است.(٦)
شهادات:شهادت باديه نشين عليه حضَرى با وجود شرايط بنابر مشهور، پذيرفته است. ابن جُنيد قائل به عدم پذيرش آن شده مگر آنكه مورد شهادت در باديه رخ داده و حَضَرى در آن جا وجود نداشته باشد يا مورد، قتلى باشد كه حَضَرى حضور نداشته است.(٧)