فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٦٨ - تحجير
حكم:تحجير موجب ثبوت حقّ اولويّت براى تحجير كننده در محدوده تحجير مىشود.(٣)چنانكه از شرايط تملّك زمين موات آن است كه كسى آن را تحجير نكرده باشد؛ زيرا تحجير كننده نسبت به احيا و تملّك آن اولويّت دارد و چنانچه غير تحجير كننده به ستم، آن را احيا كند مالك نخواهد شد.(٤)
البتّه مانع بودن تحجير از احيا توسط ديگرى، مشروط به توان تحجير كننده براى احيا است. در فرض عجز از احيا، حقّ اولويّت پيدا نمىكند و ديگرى مىتواند نسبت به احياى آن اقدام نمايد. تحجير مقدار افزون بر توان نيز همين حكم را دارد.(٥)
بر تحجير كننده زمين موات واجب است به احياى آن همّت گمارد و در صورت اهمال و به درازا كشيدن زمان احيا اگر ديگرى بخواهد آن را احيا نمايد به حاكم شرع رجوع مىكند و او تحجير كننده را به آباد كردن زمين يا دست برداشتن از آن مجبور مىكند و با داشتن عذر موجّه براى تأخير ـ مانند تأمين يا تعمير ابزار كار ـ به مقدار لازم به او فرصت داده مىشود. اگر در آن مدّت اقدام به احيا نكرد حقّش ساقط مىگردد و ديگرى مىتواند آن را احيا كند.(٦)
حقّ تحجير، نقلپذير است؛ بنابر اين جايز است در صلح، وجه المصالحه(-->صلح)و در بيع، ثمن قرار گيرد يا به ارث برده شود؛ ليكن فروختن آن صحيح نيست.(٧)برخى صحّت بيع آن را بعيد ندانستهاند.(٨)
در تحقّق تحجير مباشرت شرط نيست؛ بدين جهت تحجير از وكيل و اجير نيز صحيح است و حقّ حاصل از عمل آن دو، از آنِ موكِّل و موجر است نه وكيل و اجير.(٩)