فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣١٦ - تالد
يا فقّاع(-->آب جو)هشتاد تازيانه(٥)و قيادت(-->قيادت)٧٥ تازيانه(٦)(-->حدود).
٢. تعزير:تازيانه زدن بر مجرم به مقدار صلاحديد حاكم شرع.(٧)در روايات براى پارهاى از جرايم مشمول تعزير(-->تعزير)، شمار تازيانه ذكر شده است، مانند روزهدارى كه در ماه رمضان با همسر خود آميزش كند كه هركدام به ٢٥ تازيانه تعزير مىشوند.(٨)
جنس تازيانه:تازيانه بايد از نوع شلاق متعارف و بافته باشد؛ نه زياد ضخيم و نه زياد نازك. استفاده از مانند سيم، كابل و چوب جايز نيست.(٩)
كيفيّت تازيانه زدن:تازيانه بايد بر همه بدن ـ جز مواضع خطرناك مانند سر، صورت، عورت و قلب ـ تقسيم شود و بر يك موضع كه سبب آسيبپذيرى بيشتر مىگردد زده نشود.(١٠)
احكام اجراى حدّ با تازيانه:بيمار و مستحاضه(-->استحاضه)اگر مستحق حدّ تازيانه باشند، حدّ بعد از بهبود و قطع خون بر آنان اجرا مىشود.(١١)حدّ تازيانه در گرما و سرماى شديد اجرا نمىشود؛ بدين جهت در زمستان، وسط روز و در تابستان در اوائل يا اواخر روز حدّ زده مىشود.(١٢)
(-->اقامه حدود)
تا كردن
تا كردن:برگرداندن و روى هم قرار دادن لباس و مانند آن.
از آن به مناسبت در باب صلات ياد شده است.
تا كردن لباس مستحب است.(١)
تالد
تالِد: مال قديم و سابق.
واژه تالد به مال سابق و قديمى شخص اطلاق مىشود، مانند مالى كه پيش از ارث بردن داشته است. مقابل آن «طارف» و «طريف» قرار دارد كه به مال جديد و تازه