حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٧٧ - موضوع شيخ على نقى قادرى
______________________________
-
بى قيد و شرط ايشان انجاميد.
در اعلاميههاى شديداللّحن و قاطعانهاى كه از طرف علماى طراز اوّل شيعه صادر گرديد، بازداشت حضرت ايشان، بازداشت ملت شيعه و اهانت به مذهب و دين اسلام خوانده شد و رژيم پهلوى به شدت مورد نكوهش قرار گرفت. پشتيبانى و حمايت علماى اعلام و روحانيون عاليقدر ايران از رهبر كبير نهضت، تنها به صدور اعلاميه، تلگراف و نامه محدود نگرديد و همانگونه كه در اسناد گذشته ملاحظه شد علماى طراز اوّل حوزههاى علميه قم و مشهد تا علماى عالىمقام و مجاهد شهرستانها همگى هماهنگ از جاى برخاسته و به سوى مركز شتافتند و رسما خواستار آزادى بىقيد و شرط ايشان شدند. بسيارى از علما و روحانيون تهران نيز در محل معينى اجتماع كردند كه جمع زيادى از آنان دستگير و روانه زندان شدند. اولين دستاورد اين حركت و هجرت، شكسته شدن اختناقى بود كه پس از كشتار دسته جمعى ١٥ خرداد، بر سراسر ايران سايه افكنده بود.
از طرف روحانيون مهاجر و مقيم مركز، حاج آقا روحاللّه كمالوند عازم دربار گرديد تا از شاه بخواهد ترتيب ملاقات يكى از مقامات روحانى با امام داده شود. بر اثر اصرار و پافشارى ايشان، چند روز بعد با حضور چند تن از مقامات نظامى و امنيتى، ملاقات بين آيتاللّه آقاى خوانسارى و حضرت امام انجام شد.
آگاهى مردم از سلامتى و محل اقامت رهبر خويش، تا حدّى از تشنّج عمومى كاست و بازاريان پس از ١٤ روز اعتصاب، بازارها را باز كردند. دولت اعلام كرد كه پانزده نفر از بزرگترين پيشوايان مذهبى تسليم محكمه نظامى خواهند شد و محكمه نظامى ممكن است معنى مجازات اعدام را داشته باشد. اما فشار افكار عمومى داخل و خارج چنان موقعيت رژيم را به خطر انداخته بود كه شاه خود را ناچار ديد روحانيون و علماى بازداشت شده را بى قيد و شرط آزاد سازد. از اين رو در تاريخ ٢٩ تير ماه ١٣٤٢ بيشتر روحانيان و علمايى كه همزمان با دستگيرى حضرت امام در مركز و شهرستانها بازداشت گرديده بودند و نيز بسيارى از مردم مبارز كه طى قيام اسلامى ١٥ خرداد زندانى شده بودند، آزاد گرديدند. ولى نه تنها خبرى از آزادى امام نبود، بلكه زمزمه تبعيد ايشان نيز جسته و گريخته به گوش مىخورد! همزمان با آزاد شدن بيشتر زندانيان قيام ١٥ خرداد، رژيم شاه علما و روحانيان مهاجر را سخت تحت فشار قرار داد كه هر چه زودتر مركز را ترك گفته، به شهرهاى خود بازگردند و حتى بسيارى از مهاجرين را كه از بعضى نقاط حساس مانند آذربايجان و كردستان بودند، دستگير ساخته تحتالحفظ به محلشان بازگردانيد. مرحوم آيتاللّه پسنديده در مورد ديدار پاكروان با علما در منزل آقاى ميلانى مىگويد: «... پاكروان با كمال شدت و تندى رو به آقايان كرده، گفت: «چرا به تهران آمدهايد؟ چرا برنمىگرديد؟ برويد از تهران بيرون، اينجا حكومت نظامى است و اجتماعات در حكومت نظامى ممنوع است. شما بايد به منزلهايتان برگرديد و اگر برنگشتيد حكومت نظامى به تكليفش عمل خواهد كرد ... ناگهان آقاى علوى، داماد مرحوم آقاى بروجردى با كمال شدت و عصبانيت به پاكروان حمله كرد و گفت: «اين چه اوضاعى است درست كردهايد؟ چه مىخواهيد بكنيد؟ شما هرگز قادر نيستيد آيتاللّه خمينى را تبعيد كنيد و به جايى بفرستيد. اين امر براى شما از محالات است. دست از كارهاى زشتتان برداريد. پس از او، آقاى جزائرى هم با كمال شدت با پاكروان صحبت كرد. پاكروان برخاست و از منزل بيرون رفت.»
اما موضعگيريها و سرسختىهاى جامعه روحانيت كه افكار عمومى با آن همراه بود، رژيم شاه و كارشناسان خارجى او را بر آن داشت كه به حيله متوسل شوند و به منظور تشنجزدايى، امام را از زندان خارج كنند ولى با محاصره و تحت نظر قرار دادن ايشان، از هرگونه تماس و ارتباطى ميان ايشان و توده مردم جلوگيرى بعمل آورند.
روز جمعه ١٢ ربيعالاوّل ١٣٨٣ مطابق با ١١ مرداد ١٣٤٢، پاكروان رئيس ساواك به پادگان عشرتآباد رفت و با حضور در محضر امام بزرگوار گفت: «... اكنون حضرتعالى آزاد مىشويد. منتهى لازم است به عرض برسانم كه سياست يعنى كلك و نيرنگ. سياست يعنى دروغ و تزوير، سياست يعنى حقهبازى و خلاصه سياست يعنى پدرسوختگى و اين كارها مربوط به ماست و مرجع روحانيت نبايد خود را به اين امور آلوده سازد و در سياست دخالت نمايد.» حضرت امام در پاسخ اين جمله را فرمودند كه «ما در سياستى كه شما معنا مىكنيد، از اول دخالتى نداشتهايم.»
بدين ترتيب، امام امّت از پادگان عشرتآباد به «داوديه» واقع در ١٢ كيلومترى تهران، به خانه نجاتى نامى منتقل گرديد كه-