حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٦٩ - جواب حضرت آيتاله العظمى آقاى گلپايگانى مدظله العالى به نامه حضرت آيهالله تهرانى كه براى ٥٢ نفر از علماء اعلام ارسال داشته بودند
اساس اسلام و مذهب تشيع و روحانيت بدبين ساخت، سپس حادثه فجيعه مدرسه فيضيه[١] كه در مجلسى كه از جانب حقير به منظور عزادارى تشكيل شد. پيشآمد كرد و خود به چشم ديدم كه مأمورين جنايتكار بى جهت به طلاب و علماء و مسلمانان بىدفاع كه از نقاط مختلفه آمده بودند حمله برده و آن اعمال وحشيانه را مرتكب شدند و بر اضطراب ملت شيعه در داخل و خارج فزودند و حقيقتا افكار را به وجود يك توطئه خطرناك براى اضمحلال اسلام و استقلال و موجوديت كشور و حكومت شيعه مشغول كرد و هيئت حاكمه به هيچ وجه در مقام جبران و جواب نصايح علماء برنيامد و آنها را متهم به مخالفت با ترقى مملكت نمود كسانى را كه هاديان مترقىترين مكتبهاى تربيتى و سياسى و اجتماعى يعنى مكتب اسلام هستند كهنهپرست خواندند و به جاى اينكه از ملت نسبت به حادثه فجيع فيضيه عذر بخواهند به اسم نظام وظيفه برخلاف مقررات طلاب را تعقيب و جمعى را به سربازخانهها اعزام داشتند. اگر كسى تاريخ اين ايام را بخواند و نطقها و حرفهايى را كه زده شده است مطالعه كند و اعمال و عكسالعمل هيئت حاكمه را در مقابل خواستهها و نداى اعتراض عمومى ببيند مىفهمد كه مسلمانان حق دارند نسبت به هيئت حاكمه سوءظن پيدا كنند و مأيوس شوند و احساسات دينى و ملى هر كس تحريك شده بىجهت نبوده اينها را با تقويتهايى كه از اقليتهايى جاسوسى مىشود و دخالتهايى كه به آنها در مقامات بزرگ و سياست و اقتصاد و تجارت دادهاند ضميمه كنيد ملاحظه خواهيد فرمود ناراحتى عموم بىجا نيست و هيئت حاكمه دانسته موجب اين اضطراب شديد شده است لكن مردم از دهقان و كارگر و كاسب و لشكرى و كشورى بدين و ناموس خود علاقه دارند و با اين تبليغات پوچ با دين اسلام و با پيغمبر و ائمه هدى ارتباطشان قطع نمىشود به نظر حقير تمام حوادث اسفناكى كه واقع شده قابل اجتناب بوده و محصول حكومت غير از تزلزل اركان استقلال مملكت و خيانت به جامعه چيز ديگر نبوده است.
راديو و جرائد و تبليغات براى آنكه مخالفت مردم را بىاثر و تصميمات خلاف را بر آنها تحميل كنند نسبتهاى ناروائى را به ملت دادهاند و نفهميدند كه بارزترين مظهر ارتجاع حكومت در سايه سرنيزه و سلب آزادى مردم است. متأسفانه هيئت حاكمه برخلاف واقع به دنيا اعلام كرد ايرانى وحشى است و با برق و تلفن و مظاهر علم و تمدن مخالف است اما حقايق را كتمان كرد تا دنيا نفهمد كه در ايران چه مىگذرد غرض اين است حكومت ملت را تحريك و وادار به عصيان مىسازد و قدرت خود را به رخ ملت مىكشد و خود را مافوق ملت فرض مىكند و نمىداند كه در
[١] مدرسه فيضيه از بناهاى عهد صفويه است كه در جنب صحن كهنه قم و در ميدان آستانه واقع شده است و بر اساس آنچه در تواريخ آمده است از بناهاى شاهطهماسب اول مىباشد كه در سال ٩٣٤ هجرى قمرى بنا گرديده است و بر سر ديوار آن كه به طرف صحن حضرت معصومه( س) باز مىشود كتيبهاى به نام شاهطهماسب وجود دارد كه متن آن به شرح زير است:« قد اتفق بناء هذه العمارة الشريفة و العتبة السنة و السدة العلية الفاطمية فى زمان دولة سلطان اعاظم السلاطين، برهان اكارم خلف الخوافين، خليفة الانبياء و المرسلين، الائمه الطاهرين المعصومين، مشيد مبانى الشريعة المصطفويه، مؤسس ساس الملة المرتضويه؛ رافع الوية العدل و الاحسان، السلطان ابن السلطان بن السلطان، ابوالمظفر، شاه طهماسب بهادرخان .. ايداللّه تعالى بالنصر و التأييد سلطنه و شوكته و بالخلود و التأييد، لازال الدهر مساعدا له فى اقامة عمادالدين و القرآن السبين، موافقا لما يرام من زمانه الشريف فى اعلام معالم الشرع المتين بمحمد و آله اجمعين، بسعاية نقاوة اكابر السادات و النقباء الاشراف الامير شرف الدين اسحق تاج الشرف الموسوى فى سنه ٩٣٤».
بناى اوليه آن تا حدود حوض وسط مدرسه بوده و وجه تسميه آن نيز به فيضيه را به دليل سكونت فقيه و عالم ربانى حضرت آيتاللّه العظمى ملا محسن فيض كاشانى دانستهاند. اما بناى فعلى فيضيه از اقدامات زمان فتحعلى شاه قاجار در سال ١٢١٣ و ١٢١٤ هجرى قمرى است كه بناى سابق را تخريب و مدرسه را بزرگ و رفيع نموده و در ٧٥ ذرع طول و ٥٠ ذرع عرض آن را بنا نموده است كه مشتمل بر چهل حجره در طبقه همكف و چهار ايوان بزرگ در چهار سمت ذرع در دوازده ذرع و دو جدول آب در طول ١٢ ذرع و عرض ٣ از اين ابنيه تغيير شكل داده است.
اين رباعى در رابطه با سال ساخت آن و بر اساس حروف ابجد نوشته شده است.
|
در روضه معصومه شهنشاه ملك گاه |
بنهاد بنا مدرسه دلكش و دلخواه |
|
|
تاريخ بنايش چه ز ارباب سخن خواست |
بنوشت صبا مدرسه فتحعلى شاه |
|