حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٥٨٦ - موضوع كاشف ٥٠٠ مخابره ١٣٠٠ تحويل ١٣٠٥ كشف ٢٣٣٠
______________________________
-
ديپلم هستند بجاى خدمت در سربازخانهها براى تعليم به مردم بى سواد به روستاها
مىروند. اين عده چهار ماه تعليمات مقدماتى نظامى خواهند ديد و بقيه مدت خدمت را
در فرهنگ خواهند گذارنيد.
- لازم به توضيح است- به موجب اين قانون زنان ديپلمه و بالاتر به خدمت وظيفه اعزام مىشوند. ماده اول اين قانون مىگويد: به منظور بيشتر سهيم كردن زنان در تحولات اجتماعى كشور و در اجراى اصول انقلاب شاه و مردم به موجب اين قانون خدمات فرهنگى، آموزشى، بهداشتى، درمانى و اجتماعى وظيفه مقدس ملى زنان شناخته مىشود و به ترتيب مقرر در اين قانون در مورد زنانى كه داراى گواهينامه كامل متوسطه و يا مدارك تحصيلى بالاتر هستند برقرار خواهد شد. قانون خدمات اجتماعى زنان مشتمل بر پانزده ماده و يك تبصره در تاريخ پانزده خرداد ماه ١٣٤٧ به تصويب مجلس سنا و در تاريخ سيزده تيرماه ١٣٤٧ نيز مورد تصويب مجلس شوراى ملى قرار گرفت و در تاريخ ٢٤ تيرماه ١٣٤٧ به مرحله اجرا درآمد. پس از تصويب اين قانون اولين دوره دختران سپاهى كه عده آنان بيش از ١٨٩١ نفر بود. از تاريخ اول مهر ماه ١٣٤٧ مشغول كارآموزى در مراكز تعليماتى گرديدند و از اول فروردين ماه ١٣٤٨ به روستاهاى كشور اعزام شدند. اين افراد در بسيارى از مواقع به عنوان جاسوسان رژيم شاه عمل مىكرده و حركتهاى اسلامى روستائيان را كنترل كرده و به مافوق خود گزارش مىدادند و در بعضى از اوقات خود رأسا اقدام به مقابله با مبلغين دينى و روحانيون مىنمودند.
ملاحظه مىكنيد، كه پيشبينى و اقدام دورانديشانه امام خمينى و آيتاله گلپايگانى و روحانيت آگاه در سال ١٣٤١ و سالهاى بعد از آن داير بر مخالفت با لوايح استعمارى رژيم پهلوى، نشان داد كه شعارها و تبليغات رژيم در آن ايام بهانهاى بيش نبوده است.
«... گويندگان متعهد در آن برهه حساس و پر اختناق (سالهاى ٤٣ و ٤٤) در گرايش تودهها به امام خمينى و تداوم نهضت نقش اصولى داشتند ... و در هر مسجد و منبر، در شهر و روستا، با قلم و بيان و هر راه ممكن ديگر از خمينى ياد مىكردند و نام او را كه يادآور حماسه سازش ناپذيرى و مبارزه بود بر زبان مىآوردند و با اين شگرد به تودهها روح مىداند و راه مىآموختند ... در بعضى روستاها، جاسوسهايى كه در لباس سپاه دانش انجام وظيفه مىكردند، گوينده روحانى را به خاطر آوردن نام خمينى از منبر پايين مىكشيدند و با ضرب و شتم راهى زندان مىساختند و يا به مركز مىفرستادند ...» بر همين اساس حضرت امام در اولين اعلاميه خود پس از تبعيد به نجف، در تاريخ ٢٧ فروردين ١٣٤٦ به هدف رژيم از تشكيل سپاه دانش اشاره كرده و چنين مىفرمايند: «نقشه استعمار محو اسلام و احكام مقدس قرآن است، دستگاه جبار مجرى مقاصد شوم آنهاست، نقشه آن است كه به اسم اصلاحات مملكت را به حال عقب افتادگى نگاه دارند و به اسم دانش دوستى و سپاه دانش، دانشگاه و مدارس علميه را بكوبند ...»
ايشان در همان تاريخ نامهاى به امير عباس هويدا نخست وزير وقت ارسال داشته و ضمن بيان مطالب مهمى، با اشاره به ادعاى رژيم مبنى بر دانش دوستى و تناقض آن با عمل رژيم در نابودى مراكز علم و معرفت مىفرمايد: «... آنها نمىخواهند ما در بين ملت آزاد باشيم و گويندگان ما آزاد باشند و شماها معالأسف مأمور اجرا هستيد، مأمور چشم و گوش بسته، مأمور بى چون و چرا. حوزههاى علميه سپاه دانش، اخلاق و درستى بوده و هست به معناى واقعى نه گزافه و صرف تبليغ. شماها اگر دانش دوست هستيد چرا حمله وحشيانه به مراكز دانش مىكنيد چرا مدرسه فيضيه و دانشگاه را به خاك و خون مىكشيد؟ چرا محصلين علوم دينيه را يك روز راحت نمىگذاريد؟ چرا با دانشجويان در خارج و داخل اين نحوه معامله مىكنيد؟ ...» و در پيامى در بهمن ماه ١٣٤٩ در محكوميت رژيم در اعمال شيوههاى سركوبگرانه و وحشيانه در مقابل دانشجويان در آذر ماه همان سال، توجه عموم ملت بالاخص قشر تحصيل كرده را به مسايلى مهمى جلب كرده و در رابطه با سپاه دانش و علت وجود يافتن آن مىفرمايد: «... بايد گفت ايران به صورت پايگاه نظامى اسرائيل و در واقع آمريكا در آمده است. اجانب در اين كشور به تمام معنى مصونيت دارند ولى علما، دانشمندان، فرهنگيان و ساير طبقات از هيچ ظلمى مصون نيستند. بازرگانان محترم يكى پس از ديگرى ورشكست شده، ظلم و فشار دستگاه حاكمه بشدت هر چه تمامتر گلوى اين ملت مظلوم را مىفشارد، اختناق، حبس و زجر قرون وسطايى حكومت مىكند، به اسم سپاه دانش و سپاه بهداشت و ديگر اسامى فريبنده، مقاصد شوم استعمار همزمان با اشاعه فحشا در اعماق قصبات و دهات در جريان است-