حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٥١٠ - جناب آقاى سرهنگ مهران
است. خلاصهئى از جريان بود كه كفران نعمت ايشان را تذكر مىدادم.
اما در مجلس آيهاللّه گلپايگانى و كلام تفسير را دو دسته با ادب تمام تقديم حضورشان كردم. نگرفتند و فرمودند راه ما با شما سوى و جداست و از در اطاق خارج شدند از پله پا را پائين گذاردند در دهليز خانه حاج آقا آقازاده ايشان در حالى كه چند نفر طلبه دور ايشان جمع بودند دستور دادند قيچى بياورند و سبيل مرا قيچى كنند كه من گفتم شما كوچكتر از اين هستيد كه چنين كارى بتوانيد بكنيد و از در خانه خود را بيرون رسانيدم. اين عكسالعملها از كار فداكارى داعى به شهريار تاجدار و شرفيابى كاخ سعدآباد است كه فعلًا بيچاره شدهام.
در خاتمه آلبوم شهردارى را بخواهيد و نمونهئى از خدمات داعى را مشاهده فرمائيد.
|
بسوخت (حافظ) و ترسم كه شرح قصه او |
بسمع پادشه كامكار ما نرسد |
|
با تقديم احترامات فائقه
سيد عبدالحجة بلاغى
١٧ آذرماه ١٣٤٦