حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٥٠٦ - موضوع ساعت مخابره ١٦٣٥
______________________________
-
نبوده است. اينك با اعلام بىكفايتى رئيس ساواك قم دستور ارائه طرحى نو براى تضعيف
معظم له مىدهد. البته عصبانيت ساواك و سردرگم بودن آنها در نحوه برخورد با
آيتاللّه گلپايگانى را نبايد دور از انتظار داشت، چرا كه «پس از تبعيد امام خمينى
به تركيه، شاه همواره در صدد بود كه به شهرستان قم رفته و با مراجع و علماى حوزه
مقدسه قم ديدار داشته باشد، اما هر بار كه مىخواست اين عمل را انجام دهد با جواب
قاطع و منفى آيتاللّه گلپايگانى روبرو مىشد، حتى نمايندگان شاه و واسطههايش نيز
از بيت ايشان اخراج مىشدند. در زمان تاجگذارى شاه و انتخاب پسر شاه به عنوان
وليعهد، فرستاده رژيم از معظمله درخواست مىكند كه پيام تبريك بدهند ولى ايشان با
عصبانيت مىفرمايند: خواستههاى شما درست به آن مىماند كه يزيد به امام
زينالعابدين (عليهالسلام) بگويد: اكنون كه پدرت امام حسين (عليهالسلام) را
كشتم، بيا و براى اين جريان تبريك بگو.» ر. ك: زندگينامه آيتاللّه العظمى
گلپايگانى به روايت اسناد مركز اسناد انقلاب اسلامى. صفحه ١١١، به نقل از خورشيد
آسمان فقاهت و مرجعيت، صفحه ١٢١. ضمنا بيوگرافى و هويت «عبدالحجت بلاغى» در مطالعه
اسناد آتى، روشن مىشود.