حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٣٧٣ - تلگرافات وارده
______________________________
-
به ساواك احضار شده و يكى از رؤساى مىنويسد: «صافى احضار و به نامبرده تذكر داده
شود اگر خيال آشوب راه انداختن دارى دستگاه از مجازات كردن او نگرانى ندارد در
صورت تكرار يا از قم تبعيد خواهد شد يا به زندان خواهد رفت.» آيتاللّه گلپايگانى
او را از رفتن به مركز ساواك منع مىكند و او نيز در وقت احضار حضور نمىيابد و
تلفنى مىگويد: «آقا گفته نرو، نميروم مگر بزور و شما كه زور داريد مرا بگيريد.»
متعاقب اين سخن ساواك پيشنهاد شش ماه تبعيد وى را مىدهد. نصيرى در ذيل پيشنهاد
ساواك مىنويسد: «چرا تبعيد كنيد كه بزرگ شود او را بايد تنبيه كرد.» لذا او را در
هنگام شب و وقت خارج شدن از بيت آيتاللّه گلپايگانى ربوده و به تهران مىبرند و
نيمه شب او را آزاد مىكنند.
ولى بالاخره ساواك كاسه صبرش لبريز شده و آقاى صافى را امر به ترك قم مىكند و به مدت يكسال به مشكين شهر تبعيد مىنمايد و به اين تبعيد نيز بسنده نكرده و او را در آن شهر غريب ممنوعالملاقات مىكند. پس از مدتى از مشكينشهر به گلپايگان تبعيد شده و در آن شهر نيز ساواك پيشنهاد ممنوعالملاقات شدن او را مىدهد. (بايگانى اسناد ساواك، مركز بررسى اسناد تاريخى وزارت اطلاعات)