حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٣٧٢ - تلگرافات وارده
از: قم تاريخ: ٧/ ٢/ ٤٦
به: مركز شماره: ٤١٢/ ٢١
شمارههاى عطفى پيرو ٤١١/ ٢١- ٦/ ٢/ ٤٦
آقايان گلپايگانى به آقاى وفا اظهار نموده من مواردى از لايحه را كه ايراد داشت تلگرافى بيان داشتهام و بهترين راه حل اين است كه اعتراضات بقيه آقايان منجمله آقاى خوانسارى در كميسيون دادگسترى مجلس طرح و رسيدگى شود در صورتى كه به نحوى تصحيح شود كه ساير آقايان ايرادى نداشته باشند منهم هيچ گونه اعتراضى ندارم ضمنا استدعا نمودند به عرض تيمسار رياست برسد چنانچه اجازه فرمايند آقاى صافى[١] براى ملاقات در خارج از اداره شرفياب شود مقرر فرمايند نظر تيمسار رياست را امر به ابلاغ فرمايند كه به مشاراليه اعلام گردد.
مهران.
رونوشت به پرونده على صافى ضميمه شد. اوانى.
نمايش تصوير
[١] حاج شيخ على صافى گلپايگانى فرزند حاج شيخ محمد جواد در سال ١٢٩٩ در گلپايگانى به دنيا آمد. در شرح زندگى نامه ايشان در ساواك ميزان تحصيلات وى را علوم دينى در حدود اجتهاد دانسته و از قول امام جمعه اصفهان در آن وقت او از علما درس آيتاللّه بروجردى عنوان گرديده است. وى از سال ١٣٢٧ ساكن قم و متولى امور بيت مرحومآيتاللّه گلپايگانى بود. وى از مخالفين رژيم شاه قلمداد شده و در بعضى مكالمات كه توسط ساواك شنوده شده است او را بدبين نسبت به حكومت ناميدهاند. در يك مورد در مورخه ٢١/ ٤/ ٤٨ نصيرى رئيس ساواك مىنويسد:« صافى را احضار و از او بازخواست شود اين مهملات كه اظهار كرده چيست؟ همان بهتر كه به عراق برود و در آن كشور زندگى كند، لياقت زندگى در ايران را ندارد.»
ولى ساواك چون از ميان رفتن منبع و وسايل فنى نصب شده در منزل آيتاللّه گلپايگانى را با اين اقدام حتمى مىدانست پيشنهاد مىكند اين امر در وقت ديگر اقدام شود. در تاريخ ٢٠/ ٧/ ٤٨ به جرم تحريك آيتاللّه گلپايگانى براى مبارزه با رژيم-- به ساواك احضار شده و يكى از رؤساى مىنويسد:« صافى احضار و به نامبرده تذكر داده شود اگر خيال آشوب راه انداختن دارى دستگاه از مجازات كردن او نگرانى ندارد در صورت تكرار يا از قم تبعيد خواهد شد يا به زندان خواهد رفت.» آيتاللّه گلپايگانى او را از رفتن به مركز ساواك منع مىكند و او نيز در وقت احضار حضور نمىيابد و تلفنى مىگويد:« آقا گفته نرو، نميروم مگر بزور و شما كه زور داريد مرا بگيريد.» متعاقب اين سخن ساواك پيشنهاد شش ماه تبعيد وى را مىدهد. نصيرى در ذيل پيشنهاد ساواك مىنويسد:« چرا تبعيد كنيد كه بزرگ شود او را بايد تنبيه كرد.» لذا او را در هنگام شب و وقت خارج شدن از بيت آيتاللّه گلپايگانى ربوده و به تهران مىبرند و نيمه شب او را آزاد مىكنند.
ولى بالاخره ساواك كاسه صبرش لبريز شده و آقاى صافى را امر به ترك قم مىكند و به مدت يكسال به مشكين شهر تبعيد مىنمايد و به اين تبعيد نيز بسنده نكرده و او را در آن شهر غريب ممنوعالملاقات مىكند. پس از مدتى از مشكينشهر به گلپايگان تبعيد شده و در آن شهر نيز ساواك پيشنهاد ممنوعالملاقات شدن او را مىدهد.( بايگانى اسناد ساواك، مركز بررسى اسناد تاريخى وزارت اطلاعات)