حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٢٢٠ - درباره آيتالله گلپايگانى
از: دفتر ويژه اطلاعات تاريخ: ٩/ ٦/ ٤٤
شماره: ٣٦٠٤
خيلى محرمانه
طبق اطلاع واصله از قم شب ٧/ ٦/ ٤٤ سيداحمد كلانتر[١] به اتفاق عدهاى از بازاريها به منزل گلپايگانى رفته و تقاضا نموده كه گلپايگانى نيز در مورد استخلاص آيتاله خمينى اقدامى بنمايد ليكن گلپايگانى در پاسخ اظهار داشته كه من خودم اقداماتى كه لازم بود كرده و خواهم كرد و احتياجى به كمك و راهنمائى آقايان نداشته و ندارم شما بگذاريد آرامش كشور محفوظ باشد و قفل روى قفل نزنيد و من مىترسم دست غير در كار باشد والا شما از كجا اطلاع پيدا كردهايد كه آيتاله خمينى كسالت دارد و اينكه شما به اتفاق عدهاى به راه افتاده و تكليف براى روحانيون تعيين مىكنيد زيبنده نيست.
تعيين گردد كه مجوز و محرك اين شخص در اين مورد چه بوده است. ١٣/ ٦ آقاى صالحى قبلًا اطلاعيهاى رسيده بود كه به ساواك تهران منعكس شد. سوابق سيداحمد كلانتر بررسى شود اگر پرونده دارد ارائه گردد اگر ندارد خلاصه سوابق و بيوگرافى خواسته شود. ٣١٦ سابقه دارد. بررسى شود ...
نمايش تصوير
[١] حجتالاسلام والمسلمين سيداحمد كلانتر فرزند سلطان در ١٣١٤ ش در تهران به دنيا آمد. تحصيلات حوزوى را در حوزههاى علميه قم و نجف انجام داد. با شروع نهضت اسلامى به جنبش پيوست. در ٢٠ شهريور ١٣٤٤ به اتهام نشر اكاذيب و شايعات بىاساس دستگير و با قيد كفيل آزاد گرديد. ٤ ماه بعد به دليل عدم توجه به دستور مأموران رژيم دوباره دستگير و به ٣ ماه حبس محكوم شد. در سال ١٣٤٥ ش به اتهام فعاليتهاى مضره براى مدت ٤ ماه به فردوس تبعيد شد. در ١٨ آذر ١٣٤٨ به اتهام ايراد مطالب تحريكآميز درباره آزادى زنان در ساوه دستگير و ٤ ماه و ١٥ روز حبس بود. خرداد سال بعد باز به اتهام تحريك مردم سه سال به زابل تبعيد گرديد كه به علت تداوم مبارزه از آنجا به سراوان منتقل شد. در آنجا نيز به اتهام اهانت به شاه بازداشت و به ٢ سال حبس تأديبى محكوم و در تاريخ ١٠ مهر ماه ١٣٥١ به زندان رفت و تا ٢٩ شهريور ١٣٥٣ زندانى بود. در خرداد ١٣٥٤ به اتهام شركت در تظاهرات دستگير ولى از اتهام انتسابى تبرئه شد. در سال ١٣٥٧ در انارك نائين مجبور به اقامت شده بود كه با اوجگيرى انقلاب اسلامى به قم آمد و در تظاهرات ١٤ آذر آن سال بر اثر برخورد گلوله از ناحيه پا مصدوم شد.( پرونده ساواك به نقل از ياران امام به روايت اسناد ساواك، سردار سرافراز شهيد حجتالاسلام سيدعلى اندرزگو، ص ١٠٢).