لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٠ - خطبة المؤلف
اعرابى واحد چهار معنى دارد، دو معنى را اطلاق نمىتوان كرد بر جناب اقدس الهى، و دو را مىتوان كرد و اما آن چه را اطلاق بر آن حضرت جايز نيست:
اول آنست كه بمعنى واحد عددى باشد، زيرا كه چيزى را كه ثانى نباشد واحد نمىگويند نمىبينى كه كافر مىشوند جمعى كه مىگويند: انّ اللَّه ثالث ثلثه. يعنى خداوند عالميان سيمين سه خداست، و آن جماعت نصارىاند كه قايلند به خدا، و عيسى، و مريم و اين عبارت را معانى بسيار گفتهاند به آن كه واحد در اعداد بمعنى يكمست، و احد بمعنى يكيست، و يكم را در جائى اطلاق مىكنند كه دويم داشته باشد، و چون حق سبحانه و تعالى را نظيرى نيست كه او يكمش باشد واحد باين معنى بر او اطلاق نمودن جايز نباشد.
يا آن كه واحدى كه بر جناب اقدس الهى اطلاق نمودن جايز است واحد من جميع الوجوه است، و اين معنى در غير جناب او نيست، و مخصوص ذات اقدس اوست پس اين وحدت در شما نمىآيد. يا آن كه واحدى را تصور مىتوان كرد، و جناب اقدس او را به هيچ وجه تصوّر نمىتوان كرد. يا آن كه واحدى كه بر جناب اقدس اطلاق مىنمايند با كثرت منافات ندارد بخلاف غير او، زيرا كه واجب الوجود است، و وجود است، و علم است، و قدرتست، و حيات است، و سمع است، و بصر است، و ادراك است، وجود است و همه يك ذاتست و يك معنى است بخلاف غير او. يا چون وحدت او نيز عين ذات اوست و چنانكه ذات او معلوم و مدرك احدى نيست وحدت او نيز مدرك احدى نيست و نعم ما قال الحكيم الغزنوي.
|
احد است و شمار از و معزول |
صمد است و نياز از او مخذول |
|
|
آن احد نى كه عقل داند و فهم |
و آن صمدنى كه حس شناسد و وهم |
|
نمىبينى كه همين كه تصور وحدت الهى مىكنى واهمه خدائى را مىسازد در جهتى از جهة تو قرار مىدهد، و چگونه خداى ساخته و هم خدا باشد.