لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٥ - خطبة المؤلف
فتاوى او را بهم رسانيدم، و در روضة المتقين اشاره به آن كردهام مگر نادرى كه اهتمامى بشأن آن نبود و إن شاء اللَّه در اين شرح اشاره نيز به نادر خواهد شد.
(و لم اقصد فيه قصد المصنّفين فى ايراد جميع ما رووه بل قصدت إلى ايراد ما افتى به و احكم بصحّته، و اعتقد فيه انّه حجّة فيما بينى و بين ربّى تقدّس ذكره و تعالت قدرته)
و مانند مصنفان ديگر نكردم كه هر چه به ايشان مىرسد از روايات در تصانيف خود ذكر مىكنند خواه صحيح باشد و خواه نه، و خواه به آن عمل كنند و خواه نه، بلكه قصد دارم كه بياورم در اين كتاب هر چه را به آن فتوى مىدهم، و حكم الهى مىدانم، و جزم به صحت آن دارم كه معصوم فرموده است، و در آن اعتقاد دارم كه حجت است ميان من و پروردگار من كه مقدس و منزه است ذكر او از آن كه به ياد امثال ما گذرد، يا اسم او را بر غير او توان اطلاق نمودن هر چند هر دو يك لفظ باشد، امّا معنى هر دو متباين است، چنانكه عالم را بر جناب اقدس الهى اطلاق مىكنند و عين ذات مقدس است، و بر مخلوق كه اطلاق مىكنند معنى عرضى است كه مدرك مىشود، و قدرت او متعالى است از آن كه توان ادراك يا وصف آن كردن و اين دو جمله اخر ثنائيه است.
و آن كه صدوق گفته است كه فتوى به آن چه در اين كتابست مىدهم، به سبب اين علما هر حديثى را كه او در اين كتاب نقل نموده است از مذهب او نقل نمودهاند، و مذهب او مىدانند مگر نادرى كه دو سه جائى باشد كه از مذهب او نقل ننمودهاند.
و آن كه گفته است كه حكم به صحت جميع اين احاديث مىكنم موافق اصطلاح متقدمين است، چنانكه شيخ بها الدين محمد رحمه اللَّه تعالى در مشرق الشمسين ذكر كرده است. و از جاهاى ديگر نيز ظاهر مىشود كه مراد ايشان از صحت آنست كه معلوم شود انتساب آن خبر بائمه معصومين سلام اللَّه عليهم، و