لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٥ - خطبة المؤلف
شَيْءٌ[١] يعنى هيچ چيز از ممكنات شباهت بحق سبحانه و تعالى ندارد، و باز فرموده است كه لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ[٢] يعنى بصرها يا بصيرتها ادراك او نتوانند نمود، و خود فرموده است وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ*[٣] يعنى بندگان بزرگى الهى را ادراك نكردهاند و نمىتوانند كرد چون حق تعالى شأنه خود نقيض خود بفرمايد؟ زيرا كه اگر اين صفات با صفات شبيه باشد، شبيه اجسام و مخلوقات خود خواهد بود. و إن شاء اللَّه در محل خود با همه تأويلات مذكور خواهد شد.
(و اقول انّك عدل فيما قضيت حكيم فيما أمضيت)
يعنى مىگويم و اعتقاد دارم كه تو عادلى در آن چه قضا فرموده، و حكيمى در آن چه امضاء كرده و جارى ساخته. و بر بندگان مسأله ذاتيست كه حسن و قبح اشياء عقلى است يعنى عقل در فهميدن بعضى از چيزها مستقل است مثل آن كه عقل مىيابد كه حق سبحانه و تعالى عادل است به آن كه ظلم بر وى محال است و بظلم ظالمان راضى نيست، زيرا كه كسى ظلم مىكند كه نداند كه ظلم بد است، يا احتياج بظلم كردن داشته باشد و حق سبحانه تعالى عالم است و غنى و بىنياز. با آن كه حق سبحانه و تعالى به كرات و مرات در قرآن مجيد ياد فرموده است كه من ظلم بر بندگان خود نمىكنم، و بظلم ايشان راضى نيستم، و ظالمان را لعنت فرموده است پس چون تواند بود كه افعال بندگان فعل الهى باشد و همه اين ظلمها و فسقها را حق سبحانه و تعالى كند، و باز ايشان را در جهنم عقاب كند.
آخر چه فايده خواهد داشت فرستادن پيغمبران و كتابها با آن كه حق سبحانه و تعالى زياده از هزار جا در قرآن مجيد افعال را نسبت به بندگان داده
[١] آية ٩- الشورى.
[٢] آية ١٠٣- الانعام.
[٣] آيه ٩١- سورة الانعام.