لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٩٠ - فائده دهم در مذمت اجتهاد و آراء باطله است
فرمودند: كه اگر بيعت معتبر است سه ماه نشده است كه همه در حضور سيّد المرسلين بامر خداوند عالميان با من بيعت كرديد و حضرت فرمود كه همگى سلام بر من كرديد به امارت مؤمنان كه السّلام عليك يا امير المؤمنين آنها چه شد فرداى قيامت جواب خدا را چگونه خواهيد داد؟، و همگى منافقان بامر عمر شمشيرها بسته ايستاده بودند، كه اگر بنى هاشم زور آورند همه را بقتل رسانند، و سخنان بسيار گذشت در ميان ايشان كه در احاديث و تواريخ و كتب سنيان مسطور است. و چون آن حضرت حجة الهى را بر ايشان تمام كردند، و دانستند كه نفعى نمىكند بامر خدا و رسول به خانه باز گشته متوجه جمع قرآن گرديدند و سه روز بيرون نيامدند، و جمع قرآن بر نحوى كه نازل شده بود فرمودند، و قرآن را بيرون آوردند، و فرمودند كه من عهد كرده بودم با خداوند عالميان به فرموده حضرت سيد المرسلين كه ردا بر دوش نيندازم تا قرآن را چنانكه نازل شده است جمع كنم، ايشان در جواب گفتند كه ما را احتياج به جمع تو نيست، ما چهار كس از انصار را نشانيدهايم كه قرآن را جمع كنند، حضرت فرمودند كه نخواهيد ديد اين قرآن را تا قائم آل محمد ٦ ظهور كند، و متوجه عبادت شدند، و آن اشخاص بازماندگان از بيعت را كه در خانهاى خود مخفى شده بودند تفحص و تجسس مىنمودند و هر كس بيعت نمىكرد و بضرب و تهديد قتل از ايشان بيعت مىگرفتند تا شش ماه بعد از آن به روايات بخارى و مسلم متوجه بنى هاشم شدند كه بيعت بگيرند تا آن كه اجتماع عظيم نمودند و آتش و هيمه را آوردند كه خانه حضرت را با اهل البيت بسوزانند، و قنفذ مولاى عمر را كه از همه نواصب دشمنتر و در درشتى خوى و زشتى روى از ساير مردان به آن كس شبيهتر بود مقرر ساختند از جهة سوختن. و حضرت فاطمه به پشت در آمد كه يا ابن الخطاب خانه مرا مىسوزانى آن كس در را بر شكم آن صديقه زد و قنفذ به تازيانه حضرت را از پشت در دور كرد، ابو بكر كه شنيد كه