لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٦ - خطبة المؤلف
مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا[١] يعنى ما هرگز عذاب نكردهايم امتى را تا به ايشان رسولى نفرستاديم و هرگز نبود كه پيغمبرى نباشد از زمان آدم تا حال چنانكه كه گذشت كه اول آدم را آفريدند، و ديگر فرزندانش را مكلف ساختند.
(فبعثت رسلك مبشّرين و منذرين)
يعنى لطف بر تو واجب بود، و تكليف بحسب حكمت لازم، و بدون وجود انبيا ممكن نبود، پس فرستادى پيغمبران خود را در حالتى كه بشارت دهندگان بودند مطيعان را به ثواب، و بيم دهندگان بودند مخالفان را از عقاب، يعنى اين هم از لطف بود كه پيغمبران ترغيب و ترهيب كنند. چون طبيعت بشر مايلست به شهوات نفسانى و لذات جسمانى بشارت را بمنزله مهار نفس گردانيدى كه ايشان را به ترغيبات بسوى بهشت و مراتب عاليه كشاند، و انذار و بيم به منزله تازيانه باشد نفوس را كه ترسند و مخالفت نكنند، و اگر اين بشارت و انذار نمىبود بسيار نادر بود كه كسى اطاعت نمايد، و جمعى كه خود را مخلص مىدانند غير انبياء و اوصياء اگر خاطر جمع به وعدها و بيم وعيدها نمىداشتند ظاهر مىشد كه اطاعت ايشان در چه مرتبه مىبود و چه جاى ديگران.
و اخبار بسيار وارد شده است كه حق سبحانه و تعالى صد و بيست و چهار هزار پيغمبر فرستاد در عرب و عجم بلكه ظاهرا جائى نباشد كه نبى نفرستاده باشد.
و منقولست از حضرت امام رضا صلوات اللَّه عليه كه كيخسرو از پادشاهان عجم سيصد پيغمبر را شهيد كرد، و قبور انبيا در اين بلاد هست، و آن چه بر مكلّف لازم است آنست كه اعتقاد به پيغمبران و كتابها مجمل داشته باشد چنانكه گذشت.
[١] آيه ١٥- الاسراء.