لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٩٨ - وضوي امير المؤمنين از زبان امام صادق ع
يعنى اى آدمى چه چيز تو را مغرور ساخت به خداوند كريمى كه ترا آفريد و نعمتهاى غير متناهى به تو داد، تا بنده در جواب بگويد كه كرم تو مرا مغرور ساخت كه هر چند بد مىكردم ترا احسان مىفرمودى گفتم البته در آن عالم نيز با من چنين خواهى كرد و اين سبب بخشش خواهد شد و اگر نه تلقين حجت باشد. مناسب اين بود كه بفرمايد كه ما غرّك بربّك القهّار. و امثال اين اسم از اسامى جلاليه.
و ليكن در نهج البلاغه از حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه منقولست خطبه در نهايت بلاغت و مىفرمايد كه حق سبحانه و تعالى حجت را بر بندگان تمام فرموده است و باز منافات ندارد كه حق الهى تمام باشد و به اعتبار سبقت رحمتى غضبى كه رحمتش بر غضب پيشى گرفته است هميشه تلقين حجت بفرمايد، و از جمله تلقين حجت دعاها در وقت حاجات چنانكه در احاديث صحيحه وارد شده است كه هر گاه حق سبحانه و تعالى خواهد كه عطائى يا دفع بلايى از بنده بفرمايد او را ملهم مىسازد به دعا در دنيا و عقبى تا آن كه در حديث معتبر وارد شده است كه بنده سالها در جهنم معذب باشد كه به خاطرش رسد كه تو هميشه هر كارى كه داشتى توسل به محمد و آل او مىجستى پس بگويد كه الهى بحق محمد و آل محمد كه مرا از اين عذاب خلاصى ده حق سبحانه و تعالى او را خلاصى دهد.
و چنانكه حضرت آدم سيصد سال مىگريست تا آخر ملهم شد به اين دعا حق سبحانه و تعالى توبه او را قبول فرمود چنانكه اين حديث نزد سنيان نيز مستفيض است از عبد اللَّه بن عباس و غير او، و بعضى از علما به تخفيف نون مىخوانند كه از تلقى باشد نه از تلقين چنانكه در قرآن و ادعيه، بسيار واقع شده است و معنيش اين خواهد بود كه حجت مرا در جائى كه مرا ضرور باشد به استقبال من بفرست و هر دو خوبست اگر چه تلقين به حجت انسب است و روز