لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٠ - خطبة المؤلف
(فلك الحمد عدد ما احصى كتابك و احاط به علمك)
يعنى پس مخصوص تست جميع حمدها و ترا مخصوص مىگردانم به همه محامد، چون همه كمالات مخصوص ذات مقدس تست بعدد آن چه احصاء نموده است آن را كتاب تو كه قرآن باشد، و جميع علوم در قرآن هست يا لوح محفوظ باشد و آن نيز چنين است، و به همين دو قول تفسير شده است در آيه كه مراد صدوق از اين عبارت اشاره به آن است كه وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ و بعدد آن چه علم تو به آن احاطه كرده است، و هر دو خصوصا آخر البته غير متناهى است، پس باز اى نعمتهاى غير متناهى شكر غير متناهى به جا آورده، و ظاهر آنست كه لام الحمد از جهت استغراق باشد، يعنى جميع حمدها مخصوص ذات اقدس تست، و اگر از براى جنس نيز بوده باشد استغراق مفهوم مىشود از جهت لام اختصاص لك با تقديم او چون مرتبهاش لفظا تاخير است، و اگر چه بحسب معنى چون مشتملست بر كاف ضميرى كه راجع بحق سبحانه و تعالى است و مناسب تقديم است.
و مؤيد عمومست آن كه منقولست در حديث صحيح از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه كه نعمت هر چند عظيم باشد همين كه بنده گفت الحمد للَّه اداى شكر آن نعمت كرده است. و در حديث كالصحيح منقولست كه آن حضرت از مسجد بيرون آمدند و اسب حضرت گم شده بود، حضرت فرمودند: كه اگر حق سبحانه و تعالى اين اسب را بمن رساند من شكر كنم او را آن چه حق شكر او باشد، پس اندك زمانى شد كه آن را به خدمت حضرت آوردند، حضرت الحمد للَّه بر زبان راندند، شخصى از حضار گفت فداى تو گردم نفرمودى كه من حق شكر الهى به جا آورم؟ حضرت فرمود كه نشنيدى كه الحمد للّه گفتم و خصوصا هر گاه با اين تتمه باشد چنانكه در دعاها از حضرات ائمه معصومين واقع شده است اين تتمه.