لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٥ - خطبة المؤلف
تصديق نمودن تا كارى چند از ايشان صادر نشود كه مقدور بشر نباشد و كار حق سبحانه و تعالى باشد. و دانستند كه قبيح است كه حق سبحانه و تعالى اظهار معجزه بر دست كاذبى بكند، يا كسى را مقتدا كند كه معصوم نبوده باشد، و امثال اين امور كه اگر عقل نباشد ممكن نيست تصديق پيغمبران و اوصياى ايشان سلام اللَّه عليهم. و محتملست كه مراد مصنف از اين ظاهر ساختن ارسال رسل و انزال كتب باشد، و جمله آينده تفصيل اين اجمال بوده باشد، و معنى اول أوفق است به طريقه متكلمين، و ثانى به نهج محدثين.
(و لم تكلّف مع عدم الجوارح ما لا يبلغ الّا بها)
يعنى تكليف نكردى بدون اعضا و جوارح چيزى را كه نتوان آن را به جا آوردن بدون جوارح، پس تا دل ندادى تكليف به ايمان، و رضا به قضا، و معارف، و اخلاص، و محبت، و توكل، و تفويض، و تسليم و امثال اينها از تكاليف قلب نفرمودى. و هم چنين تكاليف زبان، و چشم، و گوش، و دست، و پا را نفرمودى تا اين اعضا را احسان نفرمودى. چنانكه تكليف نفرمود بنى آدم را كه به پرد بدون پر و بال، و غرض عمده بيان آنست كه تكليف ما لا يطاق نفرمودى ردا على الاشاعره و هم چنين آن كه گفته است:
(و لا مع عدم المخبر الصّادق ما لا يدرك الّا به)
يعنى و تكليف نفرمودى بدون خبر دهنده راست گوى، بىدغدغه كه آن معصوم است از انبيا و اوصيا صلوات اللَّه عليهم چيزى را كه بدون مخبر صادق به آن نتوان رسيدن، يعنى در تكاليف عقليه محتاج به مخبر صادق نبوديم، بلكه مخبر صادق را به عقل دانستهايم كه مخبر صادق است، و ليكن در كيفيت معارف و تكاليف عقل مستقل نبود، تا انبيا نفرستادى آن تكاليف را نكردى. كما قال اللَّه وَ ما كُنَّا