لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٦٢ - فائده هفتم در بيان اختلاف أخبار و جمع ميان اينهاست
آن حضرت را، و پروا ندارد كه دروغ ببندد، و مطالب دنيوى او حاصل گردد، پس اگر مردمان بدانند كه او منافق و كذابست از او قبول نخواهند كرد، و تصديق او نخواهند نمود و ليكن مردم مىگويند كه او با رسول خدا صحبت داشته است و حضرت را ديده است و احاديث از آن حضرت شنيده است و از او اخذ مىنمايد تفسير و حديث را، و حال او را نمىدانند، و حال آن كه حق سبحانه و تعالى خبر داد حضرت سيّد المرسلين را به آن چه خبر داد از نفاق ايشان و كفر ايشان، و فرمود كه چون منافقان را مىبينى خوش مىآيد ترا بدنهاى ايشان، و جسم و جمال ايشان، و اگر سخن مىگويند گوش مىدهى، و سخنان ايشان را مىشنوى، پس هر گاه آن حضرت ايشان را نشناسد ديگرى چون بشناسد ايشان را، پس همين منافقان ماندند بعد از آن حضرت و تقرب جستند به امامان ضلالت و پيشوايان و خوانندگان به آتش جهنم، به آن كه دروغها از جهة ايشان بستند و بهتانها بر اهل حق گفتند تا مقرب ايشان شدند، پس آن پيشوايان اين منافقان را حكومتها دادند و بر سر مسلمانان مسلط گردانيدند، و به سبب ايشان دنيا را خوردند، و جمع نمودند و به درستى كه مردمان تابع پادشاهان و دنيايند مگر كسى را كه حق سبحانه و تعالى نگاه دارد، پس اين يكى از چهار كس است، و اكثر آن زمان ازين فرقه بودند چنانكه گذشت و اگر منافق نمىبودند مثل امير المؤمنين را نمىگذاشتند كه متابعت آن جماعت نمايند.
دويم شخصى است كه از حضرت سيد المرسلين چيزى چند شنيده است و خوب حفظ نكرده است لفظ آن را يا معنى آن را نفهميده و غلط فهميده است و عمدا دروغ بر آن حضرت نبسته است پس آن را در دست دارد و به آن عمل مىكند، و روايت مىكند و مىگويد كه از رسول خدا شنيدهام، پس اگر مردمان بدانند كه او غلط كرده است هر آينه از او روايت نخواهند كرد و اگر خود بداند كه غلط كرده است روايت نخواهد كرد.