لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٦٤٧ - بر حايض واجب نيست كه بعد از حيض بشويد جامهائى را كه در حالت حيض پوشيده باشد
و بر اين مضمون روايت موثق كالصحيح و قوى وارد شده است و مع هذا صدوقان حكم به صحت همين معنى كردهاند و علما نيز عمل كردهاند.
(و ان انقطع الحيض عن المرأة فخضبت رأسها بالحنّاء فانّه يعود إليها الحيض)
و اگر منقطع شود خون حيض از زنى و آن زن حنا بر سر بندد خون حيض عود خواهد كرد. روايت كرده است كلينى بسند قوى از محمد بن اسماعيل بن بزيع و ظاهر آنست كه صدوق از كتاب او برداشته باشد و طريق صدوق به او صحيح است گفت كه عرض نمودم به خدمت حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا صلوات اللَّه عليهما كه كنيز بچه دارم و حيضش بند شده است پس حضرت فرمودند كه حنا بر سر بندد كه حيضش بحال خود خواهد آمد پس او را گفتم كه حنا بست و حيضش بحال خود آمد.
(و لا باس ان تسكب الحائض الماء على يد المتوضّئ و تناوله الخمرة)
باكى نيست كه حايض آب بر دست كسى كند خواهد دستها را بشويد يا سجاده را به او بدهد چنانكه روايت است بسند صحيح از معاوية بن عمار كه سؤال كردم از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه كه آيا از دست حايض آب مىتوان گرفت؟ حضرت فرمودند كه بعضى از زنان حضرت سيد المرسلين ٦ آب بر دست حضرت مىريخت و آن زن حايض بود و سجاده صغيره را به آن حضرت مىداد.
و در حديث ديگر وارد شده است كه آن حضرت ٦ از يكى از زنان خود سجاده را طلب فرمودند آن زن گفت كه من حايضم حضرت فرمود كه دستت حايض نيست بده.
غرض آنست كه معاشرت با زن حايض مىتوان كرد و مثل يهود و مجوس از ايشان اجتناب نمىبايد كرد و چيزى كه حرامست جماع است چنانكه مىگويد كه: