لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٨ - خطبة المؤلف
عبارات مقتبس است از آيات چنانكه حق سبحانه و تعالى فرموده است كه رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ[١] و ديگر فرموده است كه ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ[٢] و ديگر فرموده است كه:
لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ[٣]
و مصنف در اين آيه واوى زياد كرده است تا عطف باشد بر لئلا يعنى اينها كرد تا اگر كسى هلاك شود و بكفر يا فسق بعد از بينه و اتمام حجت بوده باشد، و اگر كسى حيات يابد به ايمان و عبادت بعد از تمامى حجت بوده باشد كه باختيار خود اختيار نجات ابدى كرده باشد تا هر يك را استحقاق ثواب و عقاب بهم رسيده باشد، و در آيه معنى ديگر گفتهاند كه ما حجت تمام كرديم تا اگر كسى بميرد و بجهنم يا بهشت رود و حجت بر او تمام شده باشد، و اگر كسى زنده بماند خواه خوب، و خواه بد حجت بر او تمام شده باشد. و معنى اول موافق است با روايات اهل البيت، و در اين جا البته معنى اول مراد مصنف است، و آيات بر اين مضمون بسيار است، و همه اين آيات دلالت مىكند بر آن كه حسن و قبح عقلى است، نه چنانكه اشاعره مىگويند كه هر چه حق سبحانه و تعالى مىكند خوبست اگر همه انبياء را بجهنم كند حاكمست، و اگر همه كفار را به بهشت كند خداوند است، اگر چنين مىبود چه احتياج به اينها بود كه بكند تا برو حجت نباشد با آن كه بسيار جائى ازين باب فرموده است، و عمده غرض مصنف رد بر ايشانست، و ازين جهت فراموش كرده است صلواتى را كه در خطب لازمست، و امكان دارد بعد از لفظ معصومين گفته باشد و از قلم نساخ ساقط شده باشد.
[١] آيه ١٦٥- النساء.
[٢] آيه ١٢٥- النحل.
[٣] آيه ٤٢- الانفال.