لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٩٢ - فائده دهم در مذمت اجتهاد و آراء باطله است
خود را بر سر هم مىبردند و پاره به قياس و پاره به استحسان كارها مىكردند، و چون اين امر شنيع غصب خلافت را به همرسانيد علماء باطل وجوه از براى كردهاى ايشان پيدا كردند، جمعى اين حديث را وضع كردند كه حضرت فرمودند كه
«لا يَجتَمِعُ أمّتي على الخطا»
با آن كه اگر مراد كل امّتند در مدت شش ماه بقول ايشان بنى هاشم و ابو ذر و سلمان و مقداد، و جمعى كثير داخل نبودند پس امامت ابو بكر در آن شش ماه باطل بود، و اگر بعضى امت مراد است بيعت با مسيلمه كذاب و اسود عنسى و سجاح نيز كردند، و با يزيد پليد و وليد كافر بقول ايشان بيعت كردند، على اى حال ظاهر است كه اين حديث از آن حضرت نيست، و چون متأخران علماء اهل سنت ديدند كه اجماع صورتى ندارد گفتند بيعت با يك كس كافى است، چنانكه فخر رازى و مولانا سعد الدين و امير سيد شريف و غير ايشان ذكر كردهاند.
و اين بسيار شنيعتر از اول است، پس بنا بر اين قايلند كه هر منافقى كه با منافقى بيعت كند متابعت او واجب است. اگر كل معصومين مخالفت ايشان كنند همه را مىبايد كشت، و چون سنيان اين اجماع را به همرسانيدند شيعيان بواسطه ردّ بر ايشان گفتند كه اجماع حق است وقتى كه معصوم در آن اجماع داخل باشد، و ايشان نيز در برابر سنيان بر مطالب خود نقل اجماعات نمودند، و گفتند كه معصوم در اجماع ما داخل است، با آن كه در واقع قول معصوم حجت است و اتفاق ديگران بىفايده است، و خلافى نيست نزد شيعه كه اگر همه مجتهدان شيعه اتفاق نمايند بر امرى اتفاق ايشان حجت نيست، و اگر معصوم بفرمايد قول آن حضرت حجت است پس اجماع نزد شيعه صورتى ندارد، و هم چنين دلايل عقلى ظنى. پس مستند ما كتاب حق سبحانه و تعالى است، و سنت حضرات سيّد المرسلين و ائمه معصومين صلوات اللَّه عليهم اجمعين.
در حديث صحيح از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه وارد