لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٤٨ - آيات
علماى عامه و خاصه إلى را بمعنى مع گرفتهاند چون همه نقل اجماع كردهاند بر آن كه واجب است شستن مرفق و اگر بمعنى انتها گيرند دخول مرفق از ايشان فوت مىشود، و بعضى كه بمعنى انتها گرفتهاند بعضى متعلق به مغسول گرفتهاند چون دست را بر چهار معنى اطلاق مىكنند در يك جا چهار انگشت مراد است كه حق سبحانه و تعالى فرموده است كه وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما[١] يعنى دست دزدان را ببريد خواه مرد، و خواه زن.
و با جماع شيعه چهار انگشت غير ابهام مراد است چنانكه احاديث خواهد آمد. و اطلاق مىكنند بر دست تا بند دست، و بر دست تا مرفق، و بر دست تا كتف پس حق سبحانه و تعالى خواست كه بيان فرمايد كه كدام دست را بايد شست فرمود كه دست تا مرفق را بشوييد تا آن احتمال بدر رود.
و بعضى ديگر از سنيان انتهاء غسل گرفتهاند و گفتهاند كه تا مرفق را بشوييد كه مرفق را داخل كنيد، و ابتدا از همه جا مىتوان كرد اما اگر ابتدا از سر دست باشد و انتها به مرفق بهتر خواهد بود چون اجماع شيعه و سنيان است كه ابتدا از سر دست واجب نيست.
و كلينى بسند قوى كالصحيح روايت كرده است كه حضرت امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه فرمودند كه تنزيل آيه من المرافق است يعنى چنين نازل شده است، يا إلى بمعنى من است و آن چه ظاهر است قطع نظر از احاديث آنست كه در شستن رو و دستها ابتدا و انتها از آيه ظاهر نمىشود بلكه آيه در شستن آنها معلوم الدلاله است و در ابتدا و انتها مجملست تا از اخبار ظاهر شود و از طرفين دلايل گفتهاند و همه منظور فيه است، و آن چه در شستن رو مذكور شد در دستها جاريست.
[١] آيه ٤٢- سورة المائدة.