لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٤٩ - آيات
ديگر «وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ» اما مسح پس ظاهر آن دست ماليدن است پس اگر دست ماليده شود بر سر آن مقدار كه رطوبت آن بسر برسد كافيست، و در زيادتى مشهور آنست كه به مرتبه اقل غسل نرسد، و اكثر اوقات بعد از مسح سر كه پا را مسح مىكشند اقل غسل بلكه اضعاف آن متحقق مىشود و دور نيست كه ضرر نداشته باشد، اما اگر آب سر دست را بتكاند تا كم شود و بعد از آن مسح بكشد احوط است، و اما «باء» پس در حديث وارد شده است كه بمعنى تبعيض است يعنى بعضى از سر را مسح كشيد. و در احاديث صحيحه وارد شده است كه پيش سر را مسح كشند و تفصيل آن در اخبار ظاهر خواهد شد.
و ديگر «وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ» نصف قراء بر جّراند و نصف ايشان بر نصب. و در حديث كالصحيح از حضرت امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه منقول است كه جبرئيل نياورده است مگر جر را، و بنا بر جر عطف خواهد بود بر رءوسكم يعنى بعضى از پاها را مسح كنيد تا كعبين، و بنا بر نصب عطف خواهد بود بر محل جارو مجرور كه آن نصب است به مفعوليت، پس گويا حق سبحانه و تعالى مىفرمايد كه سر را مسح كنيد و پا را مسح كنيد.
والى در اينجا همان احتمالات دارد و ظاهرش آنست كه پاى تا كعبين را مسح كنيد تا موافق إلى المرافق باشد، و اگر بمعنى انتها بگيريم نيز بد نيست، و ليكن احاديث صحيحه دلالت مىكند بر معنى اول و خواهد آمد.
و هم چنين در كعب خلاف عظيمى هست كه در ضمن اخبار مبين خواهد شد و از ترتيب ذكرى الهى جمعى ترتيب در آوردهاند بوجوه بسيار و ليكن دلالت جزمى ندارد و عمده احاديث است كه خواهد آمد پس از عموم «اذا» چنين ظاهر شد كه هر گاه به نماز برخيزيد وضو بسازيد، و به اجماع شيعه و سنى واجب نيست.
پس بعضى قايل بعموم مجاز و اشتراك شدهاند و گفتهاند كه مراد اينست كه