لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٧ - خطبة المؤلف
فهرست مذكور خواهد شد و در شرح نيز بسطى دادهام كه تا غايت هيچ كس از علما نكرده بودند.
مجملا از ميان اين كتابهاى بسيار چهار صد كتاب را انتخاب نمودند و آنها را اصول ناميدند، و در فهرست إن شاء اللَّه مذكور خواهد شد. و چون اين چهار صد اصل معتمد ايشان بود اگر خبرى را در اصول بسيار مىديدند حكم به صحت آن مىكردند، يعنى البته حضرت فرموده است. و هم چنين حكم به صحت خبرى مىكردند كه بطرق متعدده از ائمه صلوات اللَّه عليهم منقول بود، و ايشان را از آن طرق علم حاصل مىشد. يا مىيافتند خبرى را در اصول جمعى كه علما اجماع كرده بودند بر تصديق ايشان مثل زراره، و محمد بن مسلم، و فضيل بن يسار.
يا اجماع كرده بودند كه هر خبرى كه صحيح شود كه ايشان گفتهاند صحيح است مثل صفوان بن يحيى، و يونس بن عبد الرحمن، و احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى. يا اجماع نموده بودند كه عمل به روايات ايشان مىتوان كرد مثل عمار ساباطى، و حفص بن غياث، و غياث بن كلوب، و سكونى و امثال ايشان كه شيخ الطائفه در عدّه ذكر كرده است ايشان را، و در مواضع خود ياد خواهيم كرد إن شاء اللَّه.
يا حديثى را مىيافتند در يكى از كتبى كه بر حضرات ائمه معصومين صلوات اللَّه عليهم عرض نموده بودند، و حضرات تحسين فرموده بودند ايشان را مثل كتاب عبيد اللَّه بن على حلبى كه بر حضرت امام جعفر صادق ٧ عرض نمودند، و كتاب يونس بن عبد الرحمن، و فضل بن شاذان را كه بر حضرت امام حسن عسكرى عرض نمودند. مجملا چيزهائى كه سبب علم ايشان بود بسيار بود، و چون به واسطه تسلط سلاطين جور بسيارى از آن كتب از دست رفت، علماء ما اين اصطلاح را وضع كردند كه در فايده يازدهم مذكور شد انتهى.