لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤١٥ - بيان حد اعضاى وضو
گرفته است، و در بعضى از نسخ من لا يحضر و كل نسخ تهذيب لفظ اللَّه نيست و بر تقدير بودن معنيش آنست كه هر چه را حق سبحانه و تعالى بر روى آن مو آفريده است و ته آن نمىنمايد پس بر بندگان لازم نيست كه طلب آن كنند، و يا از آن تفتيش نمايند يعنى حق سبحانه و تعالى نفرموده است كه تخليل كنيد همين بس است كه نفرموده است شما مكنيد و مپرسيد كه كار شما مثل بنى اسرائيليان نشود كه هر چند لجاجت بيشتر كردند كار بر ايشان دشوارتر شد، حق سبحانه و تعالى به ايشان فرمود كه گاوى بكشيد هر گاوى را كه مىكشتند صحيح بود آن قدر ابرام كردند در سؤال كه آخر نوع منحصر در فرد شد و زر بسيار دادند و خريدند.
و محتمل است كه مراد حضرت همين باشد كه هر چه مو او را فرا گرفته است ته آن را واجب نيست شستن و ليكن جارى مىسازد آب را بر روى مو پس ظاهر شد كه هر گاه موى رو خواه ريش و خواه سبيل و خواه ابرو ظاهرش را مىبايد شست و شستن زير مو واجب نيست.
و بر اين مضمون حديث صحيح محمد بن مسلم نيز وارد شده است و خلافى نيست كه اگر مو كثيف باشد و ته آن ننمايد ظاهر مو را مىشويند و تخليل باطن نمىكنند، و اما اگر مو تنك باشد و ته آن نمايد آيا تخليل آن مىبايد كرد؟ مشهور ميان علما آنست كه تخليل واجبست چون حضرت فرمود كه هر چه آن را مو فرا گرفته باشد تخليل نمىبايد كرد، و در اينجا مو فرا نگرفته است و ظاهر آنست كه همين كه آب بريزد و دست برو كشد كافى باشد، و ليكن احوط آنست كه تخليل بكند چون متأخرين علما نقل اجماع كردهاند كه هر چه ته مو پيدا باشد واجب است شستن آن، و هر چه پيدا نيست واجب نيست به اجماع علما پس خلافى نمىماند بحسب تحقيق.
و شيخ بهاء الدين محمد رحمه اللَّه مىگفتند كه چون وجه از مواجهه است