لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٨ - خطبة المؤلف
باشد. و جواب او اينست كه اگر غرض راجع شود بجناب اقدس الهى استكمال لازم مىآيد و كسى باين قايل نيست. بلكه غرض راجع به بنده مىشود و آن نفع بندگان است.
و اخبار متواتره وارد شده است از حضرات سيد المرسلين و ائمه طاهرين سلام اللَّه عليهم كه حق سبحانه و تعالى نمىكند مگر آن چه اصلح است بحال بندگان او، و كفر است كه بندگان اعتراض بر افعال الهى كنند، بلكه اگر بگويند كه اگر حق سبحانه و تعالى ما را غنى مىكرد بهتر بود، يا اگر فرزند ما را نمىميراند بهتر بود، دغدغه ارتداد مىشود مگر آن كه قصدشان اين باشد كه نفع مادر آن بيشتر بود بحسب ظاهر، اگر چه بحسب واقع آن چه حق سبحانه و تعالى كرده است بهتر است، و ليكن اولى و احوط آن است كه امثال اين عبارت را بر زبان جارى نسازند.
چنانكه در احاديث صحيحه وارد شده است از حضرات ائمه طاهرين سلام اللَّه عليهم كه اگر جمعى خداوند عالميان را بيگانگى بپرستند، و عبادات نماز و روزه و حج را همه به جاى آورند، و با اين همه خوبيها چيزى را كه خدا و رسول كرده باشند بگويند كه اگر چنين نمىكردند بهتر بود، و هم چنين اگر اين اعتقاد داشته باشند هر چند به زبان نياورند مشرك و كافر مىشوند. نمىبينى كه حق سبحانه و تعالى مىفرمايد: كه نه بحق پروردگار تو كه ايمان نمىآورند، و در زمره مؤمنان داخل نمىشوند تا ترا حكم نسازند در هر نزاعى كه در ميان ايشان واقع شود، و تو هر حكمى كه كنى ايشان راضى باشند، و اصلا از حكم و سخن تو دل گير نشوند، و گردن نهند حكم ترا گردن نهادنى نيكو.
و در حديث صحيح وارد شده است از حضرت امام زين العابدين صلوات اللَّه عليه كه صبر نمودن و از حق سبحانه و تعالى راضى بودن سر همه عبادتها است و هر كه در بلاها و تكاليف الهى صبر كند و خشنود باشد از حق