لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٣٧ - جايز نيست مسح كشيدن بر عمامه و كلاه
(و سئل ابو الحسن موسى بن جعفر صلوات اللَّه عليهما عن الرّجل يكون خفّه مخرّقا فيدخل يده و يمسح ظهر قدميه أ يجزئه؟ فقال نعم)
از آن حضرت صلوات اللَّه عليه سؤال كردند از شخصى كه موزهاش دريده باشد و دستها را داخل آن سوراخ كند و پشت پاها را مسح كشد آيا مجزيست؟
حضرت فرمودند كه بلى.
و كلينى و شيخ نيز اين حديث را روايت كردهاند به اسناد قوى و از اين حديث ظاهر مىشود كه پشت پاها را تمام لازم نباشد مسح كشيدن چون بعيد است كه چنان دريده باشد كه دست بكل پشت پا رسد و اگر چنين دريده باشند بر پا بند نمىشود.
(و سئل ابو الحسن موسى بن جعفر صلوات اللَّه عليهما عن رجل قطعت يده من المرفق كيف يتوضّأ؟ فقال يغسل ما بقى من عضده)
اين حديث را شيخان بسند صحيح از على بن جعفر روايت كردهاند كه گفت سؤال كردم از آن حضرت صلوات اللَّه عليه از شخصى كه دست او را از مرفق بريده باشند. چگونه وضو بسازد پس حضرت فرمودند كه آن چه مانده است از بازوى او بشويد آن را.
و ابن جنيد بظاهر حديث عمل نموده واجب مىداند شستن بازو را تا كتف بدل از ذراع، و اكثر علما حمل بر استحباب كردهاند و بعضى گفتهاند كه معنى حديث اين است كه چون مرفق مركب است از جزوى از ذراع و جزوى از بازو و متعارف بريدن آنست كه از بند مىبرند پس جزو بازو مانده است حضرت فرموده است كه آن جزو را بشويند. و اين احتمال بد نيست و دغدغه در وجوب شستن اين مقدار نيست، و ليكن احوط آنست كه تتمه را بشويد بقصد آن كه اگر مطلوب شارع بوده باشد بعنوان وجوب يا استحباب فبها و الا لغوى باشد.
(و كذلك روى فى قطع الرّجل)
و هم چنين روايتى واقع شده است در