لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٧ - خطبة المؤلف
آرزو از غير من مىكنند؟ پس اگر همه اهل آسمانها، و اهل زمين آرزوهاى خود را عرض نمايند و من هر يك را بدهم، آن چه همه آرزو كردهاند از ملك من بقدر عضو ذره كم نمىگردد، و چگونه كم شود ملكى كه من خداوند آن باشم بدا حال جمعى كه از رحمت من نااميد مىشوند، و بدا حال كسانى كه عصيان من مىكنند و ملاحظه نمىنمايند كه من مطلعم بر افعال ايشان. و امثال اين اخبار بسيار است پس بر بنده لازم است كه جميع امور خود را به خداوند گذارد، و بر آن چه حق سبحانه و تعالى بر سر او آورد راضى و خوشنود باشد، و بداند كه حق سبحانه و تعالى عالم است، و بىنياز است، و كريم و رحيم است پس هر چه مىكند عين حكمت و مصلحت وجود است.
و در حديث قدسى صحيح وارد شده است از حضرت سيد المرسلين ٦، كه حق سبحانه و تعالى مىفرمايد: كه جمعى از بندگان من هستند كه مصلحت دين ايشان در توانگرى و فراخى روزى و تندرستى است، ايشان را توانگر مىگردانم، و روزى ايشان را فراخ مىسازم، و بدنهاى ايشان را صحيح مىدارم تا دين ايشان صحيح باشد به طاعت و عبادت و تصدقات و خيرات و مبرات كه از ايشان بفعل آيد، و جمعى از بندگان من هستند كه مصلحت دين ايشان در فقر و فاقه و بيماريست، امتحان و ابتلاء مىفرمايم ايشان را به فقر و مسكنت و بيمارى تا دين ايشان صحيح شود به سبب صبر و رضا به قضا، و تضرع و زارى. و من اعلم و داناترم به آن چه صلاح حال بندگان مؤمن در آنست.
و بسا باشد كه جمعى از مؤمنان سعيها نمايند در بندگى من، و شبها از بسترهاى خواب لذيذ خود بيرون آيند و به عبادت من مشغول شوند و تعبها كشند در بندگى من، و من يك شب و دو شب نگذارم كه بيدار شوند، و ايشان را بخواب برم تا صبح از جهة شفقت بر ايشان، كه مبادا برخيزند و به عجب مبتلا شوند، و چون صبح بيدار شوند و با خود در جنگ و جدل باشند كه عبادت